| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1694 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 33 |
فهرست مطالب
خلاصه یافته ها.. 2
جمعیت و پراکندگی آن.. 2
ساخت جنسی و سنی.. 3
وضع زناشویی.. 5
مهاجرت.. 6
دین.. 8
سواد.. 9
بهداشت و درمان.. 13
وضع فعالیت.. 14
گروه های عمده شغلی.. 15
گروه های عمده فعالیت.. 16
وضع شغلی.. 18
خانوار و پراکندگی آن.. 19
ترکیب خانوار.. 20
ویژگی های سرپرست خانوار.. 21
تسهیلات خانوار.. 23
نحوه تصرف محل سکونت.. 25
صنعت خانگی.. 26
کارگاه.. 27
خلاصه یافته ها
شهرستان اصفهان یکی از شهرستان های استان اصفهان است که با 5/21065 کیلومتر مربع مساحت ، در قسمت مرکزی استان اصفهان واقع شده و مرکز آن شهر اصفهان است . علاوه بر شهر اصفهان شهر های حبیب آباد ، خوراسکان ، خورزق ، دستگرد برخوار ، دولت آباد ، شاهین شهر ، کوهپایه ، گز ، میمه ، ورزنه ، وزوان و هرند نیز در این شهر واقع است . این شهرستان دارای 5 بخش است که شامل 16 دهستان می باشد و مجموعا دارای 1195 آبادی است .
در مهر ماه 1365 از آبادی های این شهرستان ، 582 آبادی دارای سکنه و بقیه خالی از سکنه بوده است . تعداد خانوار و جمعیت هر یک از دهستان ها و شهر ها در پایان این بخش ( جدول غ ) ارائه شده است .
جمعیت و پراکندگی آن
در سرشماری عمومی نفوس و مسکن مهر ماه 1365 ، شهرستان اصفهان 1420492 نفر جمعیت داشته است که از این جمعیت ، 7/82 درصد در نقاط شهری و 2/17 درصد در نقاط روستایی سکونت داشته اند و بقیه غیر ساکن بوده اند .
تراکم جمعیت در این شهرستان برابر 4/67 نفر در هر کیلومتر مربع بوده است .
جدول الف – جمعیت بر حسب جنس به تفکیک ساکن و غیر ساکن
ساخت جنسی و سنی
در مهر ماه 1365 ، از 1420492 نفر جمعیت شهرستان اصفهان ، 734670 نفر مرد و 685822 نفر زن بوده اند که در نتیجه ، نسبت جنسی برابر 107 به دست می آید . به عبارت دیگر در این شهرستان ، در مقابل هر 100 نفر زن ، 107 نفر مرد وجود داشته است . این نسبت در بین اطفال کمتر از یک ساله برابر 100 و در بین بزرگسالان
( 65 ساله و بیشتر ) معادل 91 بوده است .
از جمعیت این شهرستان ، 1/42 درصد در گروه سنی کمتر از 15 ساله ، 5/54 درصد در گروه سنی 15-64 ساله و 3/3 درصد در گروه سنی 65 ساله و بیشتر قرار داشته اند .
نمودار 1- هرم سنی جمعیت شهرستان اصفهان
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1368 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
مقدمه
ابتدا بحث پرسشی را مطرح میکنیم. این پرسش ممکن است بیفایده و سطحی به نظر برسد. اما روش مطالعه ما به پاسخ آن بستگی دارد. پرسش این است:
تعریف شهر چیست؟
بسیاری از پژوهشگران علوم گوناگون، تعریفهایی متفاوتی از شهر ارائه دادهاند؛ مثلاً جغرافیدانان پدیده تمرکز اقوام و تجمع آنان را بیشتر با ملاحظه شرایط محیطی مجاور و مقتضیات زمینی که شهر در آن پا میگیرد، ارزیابی میکنند. آنها این مطالعه را بیشتر به تقسیمبندی زمینهای تحت ساخت و ساز، و زمینهای آزاد اختصاص میدهند و کمتر به جنبههای شهری آن توجه میکنند.
جامعهشناسان به روابط انسانی میان شهروندان توجه نشان میدهند.
حقوقدانان و سیاستمداران مسأله اصلی را ساختارهای اجتماعی و سیاسی و قوانین و مقرراتی ارزیابی میکنند که زندگی جمعی شهروندان را سامان میدهد.
اقتصاددانان برنامهریزی سرمایهگذاری و استفاده بهینه از استعدادهای اقتصادی جامعه را هدف مطالعه خود قرار میدهند.
همان گونه که ملاحظه میشود، همه جا سخن از دیدگاه مختلف و یک سویه است که البته همگی قابل احترامند ولی جامع نیستند. اما، شهرساز (مهندس یا معمار) تعریفی جامع از شهر بیان میکند.
از دید شهرساز، شهر همواره خود را با افرادی که در آن زندگی میکنند، تطبیق میدهد و ساکنان شهر، آن را تغییر میدهند. این انطباق و رابطه متقابل در حال انجام یافتن و شکل گرفتن دائمی است.
از مجموعه علوم یاد شده، شهرسازی یا به تعریف دیگر، علمی که ساماندهی شهر یا ساماندهی تودههای مستقر در قطعهای از زمین را به عهده دارد، (که از آن در زبانهای مختلف Town Planing وStadtebau و غیره تعبیر میشود.) تولید مییابد. به این طریق شهرسازی چهره سهگانه علم، تکنولوژی و هنر را به خود میگیرد:
علم: زیرا مطالعه پدیدههای طبیعی وانسانی برای کشف قوانین مورد نیاز جهت هدایت ما برای تحقق ما را به عهده دارد.
تکنولوژی: از این جهت که پیشرفتهای بدست آمده در علم، کاربردی جهت پاسخگویی به نیازهای بسیار متنوع زندگی داشته باشد.
هنر: بدین سبب که همواره از احساسات بشری استفاده میکند و به زیبایی و هماهنگی و همسازی توجه دارد، و با تلاش برای خلق جذابیتهای محیطی در زندگی روزمره، به آسایش دست مییابد و روح و نشاط را کشف مینماید.
از مباحث بالا بر میآید که شهرساز به تنهایی قادر نخواهد بود همه کارها را انجام دهد ولی میتواند و باید نقش هماهنگ کننده تخصصهای مختلف را به منظور دستیابی به مناسبترین برنامه ریزی و تقسیمبندی ایفا کند. شهرساز باید تواناییهای مختلف را در خود ایجاد نماید. و دارای حس مشاهده قوی باشد. همواره به خاطر داشته باشید که مسئولیتی سنگین بویژه در برابر نسلهای آینده برعهده دارد.
شهرسازی را در یک جمعبندی میتوان به مثابه مقرراتی دانست که به جمعیتها میپردازد و از این طریق به نسبت به ساماندهی منطقی شهرها، سرزمینها، حومه آنها، ابزار تولید و ارتباط جمعی و ... به منظور دستیابی به شرایط بهتر زندگی فردی و اجتماعی اقدام مینماید.
شهرسازی به عنوان یک علم، پیشینه چندانی ندارد ولی به عنوان هنری که تا کنون موفق به ارائه راه حلهایی بسیار مطلوب برای مشکلات شهری شده است بسیار قدیمی است.
در گذشته اعتقاد بر آن بود که هیپوداموس (Hypodamous) اولین کسی بوده است که قسمتهای مختلف شهر را آگاهانه در ارتباط با هم دیده و او را پدر شهرسازی میدانستند ولی اکثریت این باور را مردود دانستهاند و اعتقاد دارند که هنر شهرسازی برای اولین بار در یونان مطرح نشده است. و احتمال میدهند که هیپوداموس شخصی ناشناس در هاراپا بوده است. با توجه به روابط منظمی که بین قسمتهای مختلف شهرهای هاراپا (Harappa) دیده شده است. در این محدوده به دنبال بانیان هنر شهرسازی میگردند البته نظام شبکههای شطرنجی در کاهون (Kahun) در 2670 قبل از میلاد و سپس در تلالعمارانه (Tel-el amarna) و دیگر نقاط مطرح میگردد که با توجه به دارا نبودن معیارهای خاص در شهرسازی آنها را مورد قبول نمیدانند.
معروف است که نخستین پیامبری که به امر شهرسازی توجه خاص داشته حزقیال نبی بوده است که حدود 600 سال قبل از میلاد منطقهبندی را در شهر معمول نمود و دستور داد بیتالمقدس از لحاظ شهرسازی به مناطقی چند تقسیم و در هر منطقه قسمتی از تأسیسات عمومی و خصوص بنا شود و شاید بتوان گفت نخستین بار بود که بشر در شهر خود قسمتی را به تأسیسات مذهبی و قسمت دیگر را به ساختمانهای دولتی و بخشی را به محل سکونت اختصاص داد.
شکل شهر
کار اصلی طراحی شهری تعیین شکل مطلوب برای شهر است. گرچه طراحی شهری به غیر از مقیاس شهر و مناطق شهری در دو مقیاس طراحی پروژه و طراحی شبکه نیز کاربرد دارد لیکن مباحث نظری مربوط به شکل شهر عمدتاً در مقیاس کل شهر مطرح شده است.
مواد خامی که طراح شهر از آنها به منظور شکل دادن به شهر استفاده میکند عبارتند از: فضا به مفهوم فضاهای عمومی شهر نظیر خیابانها، میدانها، پارکها و مکان، مقیاس، شکل و ارتباط بین آنها. واژگان فضا در ادبیات طراحی شهری نسبتاً غنی است. محور دید، حیاط، فضای تنگ، فضای پر پیچ و خم، دالان، مسیر، رؤیه، سقف، فضای باز طبیعی، پارک، کاسه، تاج، دره واز این قبیل نمونهها از این واژگانند.
فعالیتهای مرئی که میتواند در جذابیت و عملکرد بهتر فعالیتها و فضاها مؤثر باشند.
توالی: فضای شهر متشکل از شبکهای از فضا ها است با دیدهای متوالی. یک دید واحد آنقدر اهمیت ندارد تا مجموعهای مرتبط از دیدها بیرون آمدن از یک فضای تنگ و باریک و وارد شدن به یک فضای گشاد تأثیر عمدهای بر تجربهکننده میگذارد. یکی از کارهای اساسی طراحی شهری اینست که فضاهای شهری را به عنوان فضاهایی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد که شخص در آنها به حرکت میپردازد.
ارتباطات: هر فضا معانی خاصی را به استفاده کنندگان آن منتقل میکند. خواه این کار از طریق نمادهای صریح صورت گیرد و یا بر اساس معلومات مشاهدهگر از معانی اشکال و حرکات مشهود. این معانی بصور گوناگون در فضا پخش شدهاند.
سطوح: رویة دیوارها، سقفها و کفها از مشخصات بارز و کاملاًُ مرئی هر فضای شهری است با عملکردها و معانی نمادی گوناگون.
عناصر طبیعی: (نظیر سنگ، خاک، آب) اینها بستر اصلی زیستگاها را تشکیل میدهند و بصور و معانی مختلف میتوانند در شکلدهی شهر نقش داشته باشند.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 33 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 76 |
بخش اول :
شناسایی کل روستا
الف: شناسایی محیط جغرافیایی
روستای پرگو در فاصله 9 کیلومتری جادة یونیک ( میانه) گنجگاه در بخش سنجبد غربی خلخال که به شهرستان کوثر تغییر نام یافته است. و در میان دو کوه مرتفع گونئی (مطلع آفتاب) در شرق و قوزئی (مقتل آفتاب) در غرب ودرکنار روستای بسیار کهن ابراهیم اباد واقع شدهاست و براساس اسنادو حدود نامههای قدیمی این روستا از آبادیهای بسیار کهن منطقه خلخال بودهاست.
- آشنایی با منطقة خلخال
خلخال یکی از شهرستانهای استان اردبیل میباشد که در دامنه غربی کوههای تالش واقع شدهاست.خلخال از گذشتههای دور مکان علم ودانش بودهاست بطوری که شاعر نامآور« رشیدالدین اخسیکتی» که خود از اهالی ماوراء النهر بوده برای زیارت اهل علم به این شهر میآید و آنچنان شیفتة محیط علمی این شهر میشود که برای مدتی ساکن این دیار میگردد. درکتاب (حدودالعالم) و(مراصد الاطلاع) که در صدههای آغازین هجری نوشتهشده از خلخال با نامهای (خونه) و (خونج) یاد شده که در آن هنگام حاکم نشین بودهاست بعدها(فیروزآباد) که برفراز تپه(پردلیس) بناشده بود مرکز حاکم نشین خلخال میشود و بعد از آن نیز( هروآباد) مرکزیت این منطقه را عهدهدار شدهاست که امروز به شهر خلخال معروف است.
در مورد خلخال در( بستان السیاحه) و( ریاضالسیاحه) نیز آمدهاست که خلخال مکانی نیک و جایی به دل نزدیک است و مردمانش از متاع حسن و علم برخوردارند و عموم مردم آن در میهماننوازی معروف و در دلیری تیراندازی و چابکی بینظیرند.
هرودوت – مورخ یونانی – مینویسد خلخال ولایتی است که شهر( هراوان) در دامنة کوه( ازنوان) در آن شهر واقع شده و (پردههور) در آن میباشد.
دربارة وجه تسمیة دارالمرزین خلخال نیز عقیده بر این است که چون از دیرباز زنان و دختران این دیار مچ پاهای خود را با حلقههایی از سیم و زر میآراستهاند بنابراین واژة خلخال براین سرزمین اطلاق شدهاست.وبرخی نیز بر این عقیده هستند که چون کوه ها این منطقه را مانند خلخال احاطه نموده اندبه این نام مشهور شده است .
-ناهمواریها آب و هوا
روستای پرکوه در اتفاع 1980 متری از سطح آبهای آزاد و در میان دو کوه گونئی و قوزنئی ودرنزدیکی روستای قدیمی ومتروک ابراهیم اباد بنا شدهاست که ارتفاع کوههای این منطقه درنهایت 2046 متر است. و همین امر باعث گردیده که این منطقه دارای آب و هوائی کوهستانی باشد. این منطقه دو نوع باد بارانآور میوزد که عبارتند از:
1- بادهای بارانآور مدیترانه که از مبدأ آن دریای مدیترانه میباشد و از غرب میوزد.
2- بادهای بارانآور غربی که مبدأ وزش آن اقیانوس اطلس میباشد فصل وزش این بادها زمستان است و به همین علت در این منطقه زمستانهای بسیار سرد و پربرف دیده میشود که گاهی ارتفاع برف به 1 تا 5/1 متر میرسد بگونهای که مردم از روی بامها رفت و آمد میکنند.
اما در فصل تابستان به علت واقع شدن دربین کوه های اذربایجان وعدم وزش بادهای بارانآور بارندگی چندانی وجود ندارد و به علت تفاوت میزان رطوبت و بارندگی تابستان و زمستان این منطقه تفاوت دمای دو فصل نیز بسیار محسوس میباشد بگونهای که در بعضی از تابستانها این منطقه به علت عدم بارش وابستگی اقتصادی و معیشتی به کشت دیم دچار خشکسالی و نابودی مزارع میگردد.
-منابع آب
منابع آب این روستا شامل دو بخش است .
1- آبهای جاری که رود پرگیجای( رود پرگو) از کنار این روستا گذشته و در نزدیک روستای گنجگاه به رود سنگورچای پیوسته و در نهایت به رود قزلاوزن سرازیر میشود.
2-چشمههای این روستا که در فواصل دور و نزدیک اطراف این روستا واقع شدهاند عبارتند از: سویوقبلاغ( چشمهسرد) که سرمای آن به حدی است که حتی در تابستان نیز نمیتوان پیش از چند ثانیه دست را در آب نگاه داشت چای بلاغ( چشمهرود) که آب آن به رود پرگیچای میریزد. داشبلاغ( چشمهسنگی) کورجابلاغ و رود اورتمهبلاغ که در روستای قدیم ابراهیمآباد واقع شده و آب روستا به وسیلة لولهکشی از این چشمه به روستا منتقل میشود.
-پوشش گیاهی و جانوری
دراین ناحیه به علت کوهستانی بودن بیشتر زمینهای هموار به صورت باغ یا مزرعه درآمدهاند و از زمینهای شیبدار و سنگلاخی که برای کشاورزی مناسب نیست بعنوان چراگاه استفاده میشود که گاهی نیز در میان این چراگاهها درختچههای کوتاه خودرو میروید و در بعضی از قسمتها و بخصوص در اطراف باغات و مزارع درختان سرو تبریزی و بیدمجنون و نارون هم دیده میشود و در باغهای این منطقه درختان میوهای همچون زردآلو، سیب سبز،گلابی، گردو، آلبالو، گیلاس مورد بهرهبرداری قرار میگیرد و در مزارع آن گندم و لوبیا و نخود( به صورت محدود) به صورت دیم کشت میشود که بیشتر برای استفاده خود روستائیان میباشد. با توجه به پوشش گیاهی و وضعیت آب و هوایی این منطقه حیواناتی نظیر گرگ- روباه- و خرگوش – خرس- وکبک بلدرچین – زاغ پرستو- لاکپشت در این منطقه زندگی میکنند که روستائیان از حملههای گرگ و روباه وبه صورت نادر ببر و خرس در قدیم به حیوانات اهلی خویش مانند گاو – گوسفند- بز- اسب- قاطر والاغ و طیورات گلهمندمی باشند و البته در زمستان نیز آبگوشت بلدرچین و کباب گوشت خرگوش و کبک آنها نیز به راه است (البته به صورت محدود).
ب: تاریخچه روستا
-گذشته روستا
بنابراسناد تاریخی موجود واقوال ریشسفیدان اولین بانیان روستای پرگو شش برادر از اهالی شیروان بودهاند که حدود 900 سال پیش به علت نزاعهای قومی طایفهای از منطقه خویش به خلخال و پرگو گریختهاند البته برخی نیز بنای این روستا را منسوب به دوران اشکانی میدانند. مشخص نیست که آیا قبل از ورود این شش برادر به این منطقه در آغاز کسی درروستای ابراهیم اباد زندگی می کرده ویا هنگام ورودانان روستای ابراهیم اباد متروکه بوده است . آنچه مسلم است این است که بانیان این روستا همان شش برادر معروف هستند که عبارتند از: ابوالفتح، صادق، مهدیخان، حاجیعیوض، میرزاعلی، حیدرخان که هر کدام از آنها به ترتیب سررشته طایفههای ابراهیمی- حاجی عیواضلی- میرزالی( سلامی- مرادی)، (میزراعلی- حیدرخانی) هستند که بعدها خانواده وطایفههای سادات کمالی( آل هاشملی- سلیمانی) عزیزیان- حیدرلی- هاشمی- ناصری و ملکی و …… به آنها اضافه شدند.
اقوال مختلفی در مورد وجه تسمیههای پرگو ذکر شده برخی نام پرگو را شکل تغییر یافته برکوه به علت کوهستانی بودن منطقه میدانند برخی دیگر نیز آن را برگفته از پیرگور( به علت داشتن گورهای قدیمی) و بعضی دیگر پرقو به علت قرارگرفتن در منطقه کوهستانی و ییلاقی میدانند.
-اماکن تاریخی روستا