فرصتهای کارآفرینی Entrepreneurial opportunities عبارتند از نیازهایی که هنوز توسط کسبوکارها ارضا نشدهاند یا به طور کامل پاسخ داده نشدهاند. کارآفرینی فرآیند شناسایی و بهره برداری از فرصتها است. در واقع فرصت، محور فعالیتهای کار آفرینی و موضوع آن قلب تحلیلهای کار آفرینی محسوب میشود. کارآفرینی فرآیند شناسایی نیاز بازار، خلق ایده، تشخیص فرصتها و بهرهبرداری از این فرصتها میباشد.
بدون وجود فرصت، کارآفرینی رخ نمی دهد. فرآیند کار آفرینی چه به ایجاد یک سازمان جدید منجر شده و با به کارگیری مکانیزمهای بازار را باعث شود، نیازمند شناسایی فرصتها و خلق روشهای جدید برای بهره برداری یا سازماندهی آنها میباشد و در این میان آن دسته از افرادی که به کشف، ارزیابی و بهره برداری از فرصتها میپردازند، کار آفرین نام دارند.
اقتصاد مبتنی بر دانش امروز، زمینهای بکر و در حال توسعه بوده و در جهت رشد و پیشرفت کارشناسان، خبرگان و کار آفرینان با انگیزه به شمار میرود. اکنون زمان آن رسیده است که فرد آرزوهای خود را دنبال نموده و به دنبال راهی جهت نفوذ در بازار باشد. کار آفرینان بسیاری یافت میشوند که موفقیت خود را نه به خاطر ذکاوت بلکه به واسطه شانس و قرار گرفتن در محیطی مستعد و همچنین برخورداری از شرایط محیطی مساعد کسب نموده اند. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله به تشریح فرصتهای کارآفرینی پرداخته شده است.
روش تشخیص فرصتهای کارآفرینی
شناسایی فرصت در یک حوزه، صنعت یا بازار کار آسانی نیست. بسیاری از کارآفرینان در وهله اول توانستهاند یک فرصت بکر را از دل صنعت یا بازار پیدا کرده و زمینه خلق نوآوری را برای خود ایجاد نمایند. اما چطور به این قابلیت رسیدهاند؟ چطور برخی افراد فرصتها را کشف میکنند و برخی دیگر قادر به تشخیص آن نیستند؟ در جواب به این سؤال باید بدانید که خود کارآفرینان در جهت یافتن یک فرصت چه فعالیتهایی را انجام دادهاند. مطمئن باشید کارآفرینان در جهت یافتن یک فرصت، مجموعه فعالیتهایی را انجام دادهاند.
الگوی تشخیص فرصتهای کارآفرینی در شکل زیر ارائه شده است:
روش تشخیص فرصتهای کارآفرینی
روش تشخیص فرصتهای کارآفرینی
براساس این لگو برای شناسایی یک فرصت از سه عامل استفاده شده است. این سه عامل عبارتاند از:
دانش قبلی از بازار و مسائل مشتری
هوشیاری کارآفرینانه
شبکههای افراد و منابع
در حقیقت کارآفرینان از این سه عامل یا ترکیبی از آنها استفاده کردهاند و به فرصتی دستیافتهاند. این الگو نشان میدهد اگر بخواهید که فرصتهای مختلفی دستیابید باید این سه عامل زیر را در خود تقویت کنید. این سه عامل در تشخیص یک فرصت به کارآفرینان کمک زیادی میکند.
الگوی فرایندی فرصتهای کارآفرینی
ایده، ارائه یک راهحل جدید برای انجام کارهاست، ایده میتواند به صورت یک الگو، طرح و یا برنامه نوآورانه، دستگاهی جدید، روشی نوین برای نظارت بر امور و یا سبک متفاوت مدیریتی باشد. هیج ماشینی قادر به ساخت ایده نیست، بلکه این کار فقط از عهدۀ ذهنی خلاق و پویا برمیآید.
حال ممکن است این سؤال برای شما پیش آید که تفاوت ایده وفرصت چیست؟ مردم معمولا مفهوم فرصت و ایده را یکی تلقی میکنند و تفاوتی بین آنها قائل نمیشوند، اما در واقع این دو مفهوم با یکدیگر متفاوت هستند. هرکس ایدههای فراوانی در ذهن دارد، شما ممکن است در روز صدها ایده در ذهن خود بپرورانید. اما «فرصت» نیاز جدیدی است که بتوان آن را به کسبوکار یا یک ارزش اقتصادی تبدیل کرد. درواقع کار زیادی باید انجام شود تا یک ایده دربارۀ کسبوکاری تازه، به یک فرصت تبدیل شود.
برای تفکیک ایده و فرصت از یکدیگر و شناخت رابطۀ آنها با هم میتوان گفت هر ایدهای یک فرصت نیست، اما هر فرصتی حتما یک ایده در دل دارد. شکل زیر بیانگر این مفهوم است.
الگوی فرایندی فرصتهای کارآفرینی
الگوی فرایندی فرصتهای کارآفرینی
فرصتها از جمع ایده و یک نیاز بهوجود میآیند. لذا میتوان گفت که فرصتها از دو طریق خلق میشوند. براساس این الگو ایدهای داریم و باید به دنبال نیازی بگردیم که ایدۀ ما پاسخی به آن نیاز باشد. در الگوی دوم نیازی را میشناسیم و باید ایدهای برای رفع آن بیابیم. لذا میتوان گفت نیازی را شناختهاید و حال باید برای خلق یک فرصت، ایدهای برای رفع این نیاز جستجو کنید. در اینصورت شما میتوانید بگویید طبق این مدل یک فرصت را شناسایی کردهاید.
خلاصه و جمعبندی
فرصت، مهم ترین عنصر فرآیند کار آفرینی است. فرصت در فرآیند کار آفرینانه چیزی نیست به غیر از تشخیص، ارزیابی و بهره برداری از شرایطی که کارآفرینان به دلیل ویژگیهای خاص خود توانایی دیدن آنها را پیدا میکنند. در واقع کار آفرینی فرآیندی است که در طی آن فردی بنام کارآفرین، به دلیل داشتن دانش قبلی در یک حوزه خاص توانایی تشخیص یک فرصت را پیدا کرده است. پس از ارزیابی و تشخیص ارزش تجاری آن فرصت اقدام به کسب منابع و اطلاعات جهت بهره برداری از آن فرصت مینماید.
در تعریف فرصت، توماس ادیسون عقیده جالبی دارد. از آنجا که فرصتها با شمایل معمولی در معرض دید همگان ظاهر میشوند، غالبا توسط اکثر افراد نادیده گرفته میشوند. افراد مختلف، فرصت را بر مبنای دیدگاههای خود به اشکال مختلف تعریف کرده اند. در کل میتوان فرصت را شرایطی دانست که بر اساس آن، افراد گزینه هایی را به صورت نوآورانه تشخیص میدهند و امکان معرفی محصول، خدمت، فرآیند، شکل سازمانی و بازاری جدید برای آنها فراهم میشود که منافع حاصل از آن بیشتر از هزینههای آن میباشد.
در یک جمع بندی کلی، کارآفرینی فعالیتی است که در خلق و معرفی کالاها و خدماتی جدید و سازماندهی و اداره ساختارهای کسبوکار، شیوههای جدید در بازاریابی و شناسایی منشایی جدید از منابع اولیه دخالت دارد. لازم به ذکر است که کار آفرینان این فعالیتها را به روشی که تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته است به انجام میرسانند. چند الگو در این مقاله برای تشخیص فرصتهای کارآفرینی مطرح شد. علاوه بر این الگوها میتوانید از الگوی اولویک نیز استفاده کنید.
سه مرحله تشخیص فرصت کارآفرینانه
سه مرحله تشخیص فرصت کارآفرینانه
در دنیای امروز، هر کس تعریف خاص خودش را از کارآفرینی دارد. با در نظر گرفتن این تعاریف ممکن است رنج وسیعی از صاحبان کسب و کار، کارآفرین تلقی شوند. با این حال مفهومی کلیدی در دل تمامی تعاریف کارآفرینی وجود دارد: تشخیص فرصت های کارآفرینانه.
تشخیص فرصت کارآفرینانه روند بسیار مهمی است که از سه مرحله تشکیل می شود: شناسایی فرصت، ارزیابی فرصت و بهره برداری از فرصت. با اینکه این مراحل بسیار ساده به نظر می رسد اما در واقع انجام شان نیازمند داشتن اطلاعات و مهارت های خاصی است. برای اینکه کارآفرین خوبی شوید باید بتوانید فرآیند تشخیص فرصت را به طور حرفه ای طی کنید.
۱٫ شناسایی فرصت
افراد راست مغز معمولا بهتر از دیگران فرصت ها را شناسایی می کنند. این افراد معمولا بسیار باهوش هستند. ویژگی خاصی در این افراد وجود دارد: آن ها به همان موقعیت و شرایطی می نگرند که دیگران هم به آن می نگرند اما چیزی متفاوت را در دل این موقعیت ها می بینند: فرصتی برای کارآفرینی. راز موفقیت شان این است که همه ی جنبه های مساله را بررسی می کنند و با نگاهی خلاقانه سعی می کنند راه حل های متنوعی را برای تغییر وضعیت بیابند. بسیاری از افراد ذهن بسته ای در مواجهه با شرایط مختلف دارند و همواره می خواهند از راه های مطمئن و از پیش تعیین شده مسایل را حل کنند در حالی که افرادی با شم کارآفرینی قوی هر بار که با مساله جدیدی رو به رو میشوند دنبال راهکاری مبتکرانه می روند.
گرچه به نظر می رسد که مرحله شناسایی فرصت تنها در ابتدای فرآیند راه اندازی کسب و کار مهم است ولی کارآفرینان باید بدانند که برای بقای کسب و کار در دنیای رقابتی امروز چاره ای ندارند جز اینکه فرصت های جدیدی را از دل شرایط بیرون بکشند و کسب و کار شان را با تغییرات همگام سازند.
۲٫ ارزیابی فرصت
در این مرحله کارشناسان وارد می شوند. اگرچه کارشناسان و متخصصان معمولا در مرحله ی شناسایی فرصت های کارآفرینانه کمک چندانی نمی توانند بکنند اما پس از اینکه فرصت شناسایی شد نیاز است که بررسی های دقیقی از جنبه های مالی، امکان سنجی، بازاریابی، رقابتی و … روی آن صورت بگیرد. مهم ترین پرسشی که کارآفرینی پس از شناسایی فرصت باید به آن پاسخ دهد این است: آیا می توانم در بازار فعلی ایده ام را به کسب و کاری سودآور تبدیل کنم؟
اولین کاری که کارآفرین پس از ایده پردازی باید انجام دهد طراحی مدل کسب و کار است. مدل کسب و کار دید جامعی از امکان پذیر بودن ایده در شرایط موجود به کارآفرین می دهد. مدل کسب و کار اگر به خوبی طراحی شود بسیاری از جنبه های پنهان کسب و کار را در همان مراحل اولیه بررسی می کند. گاهی شما فقط به مدل کسب و کار نیاز دارید تا متوجه شوید که ایده ی عالی کسب و کاری شما به هیچ دردی نمی خورد. به یاد داشته باشید که فاز تشخیص فرصت برای شناخت فرصت های سودآور است نه هر فرصتی.
در گام بعد کارآفرین باید طرح کسب و کار خود را بنویسد. موضوعی که تقریبا همه با آن آشنایی دارند. طرح کسب و کار خوب می تواند به پرسش های کلیدی و مهمی پاسخ دهد: بازار مناسب ِ محصول یا خدمت تان چیست؟ در شرایط فعلی مشتریان خواهان چه چیزی هستند؟ مزیت رقابتی تان چیست و چگونه میخواهید حفظش کنید؟ چگونه می خواهید سرمایه ی اولیه تان را تهیه کنید و برنامه تان برای بازگشتش چیست؟
پس از پاسخ به این پرسش ها باید بتوانید به پرسش بسیار مهم دیگری پاسخ دهید: چگونه کسب و کار تان را در ذهن مشتری ماندگار کنید؟ بسیاری از صاحبان کسب و کار عقیده دارند که تفاوت بین کسب و کارهای موفق و شکست خورده در پاسخ به همین سوال است. به یاد داشته باشید که اسمی ماندگار و پرآوازه به شما کمک می کند که حتی در اوضاع بد بازار و رکود اقتصادی به سود آوری ادامه دهید. از این قبیل شرکت ها در دنیای امروز زیاد هستند مانند اپل.
درست مانند شناسایی فرصت، مرحله ارزیابی فرصت هم محدود به شروع کسب و کار نمی شود بلکه در طول اجرای تمام مراحل کسب و کار ادامه پیدا می کند. داشتن برنامه قبلی کمک زیادی می کند اما کارآفرین باید در عین حال در مقابل تغییرات ناگهانی فضای کسب و کار انعطاف پذیر باشد. بزرگترین چالش کارآفرینان همین مواجهه با تغییرات و شوک های ناگهانی است که با برنامه ریزی های قبلی نمی توان با آن ها مواجه شد.
۳٫ بهره برداری از فرصت
به این مرحله فاز ” عملی کردن ایده” هم می توان گفت. در این مرحله باید تمام طرح ها و ایده های دو مرحله ی قبل را اجرایی کنید. تجربه نشان داده که این سخت ترین مرحله است. یکی از مشکلاتی که در این مرحله وجود دارد این است که نمی توان برای انجام آن برنامه ریزی کرد. این مرحله تلفیقی از اجرای تکنیک ها، بهره گیری از افراد خلاق و مبتکر و روبه رو شدن با موقعیت های سخت و غیرقابل حل است. حالا زمان تشکیل تیم، جذب سرمایه و تدوین استراتژی های بازاریابی و فروش است.
وقتی به مرحله اجرایی کردن ایده تان می رسید با پرسش های تازه ای رو به رو می شوید. آیا تیم کسب و کاری تان به درستی کار می کند؟ آیا کسب و کارتان مقیاس پذیر(قابل انعطاف) است؟
در تئوری، کسی که تمام دانش و آگاهی لازم را برای راه اندازی کسب و کار فرا می گیرد آماده ی کارآفرینی است اما در عمل بسیاری از مطالب تئوری کاربردی ندارند. کارآفرینان بیشتر از هر چیز باید به تجربه ها و مهارت هایی که در دنیای کسب و کار به طور عملی کسب می کنند تکیه کنند.
فرصت های کارآفرینی ،کلید موفقیت مدیران کهنه کار
فرصت ها ،مفهومی کلیدی دررشته کارآفرینی است و ادبیات بسیاری پیرامون این مفهوم ارائه شده است.بدون فرصت ،کارآفرینی وجودندارد.کارآفرین بالقوه،بسیارخلاق وسخت کوش است،اما بدون وجودفرصت ،این ویژگی ها ،به خودی خود به فعالیت کارآفرینانه منجر نمی شود.پژوهشگران درسال های اخیر توجه خاصی به مقوله کارآفرینی به عنوان فرصت دشته اند.
ازمنظر ونکاترامان و شین ؛ کارآفرینی به عنوان فرآیندی است که از طریق آن«فرصت هایی برای خلق کالا و خدمات آتی ،کشف ،ارزیابی و بهره برداری می شود»
براساس مکتب اقتصادی،فرصت های کارآفرینانه مزیت رقابتی را برای اولین شرکت هایی ارائه می کنند که قادربه کشف وبهره برداری از آنها هستند.مزیت رقابتی موقتی است ،با این حال ،چون اطلاعات درمورد فرصت های ارزشمند ،دردسترس است،سایرشرکت هامنابع و امکانات موردنیاز رابرای بهره برداری از این فرصت ها فراهم می کنند.
هزاران «فرصت»برای کارآفرینان وجود دارد تامورد استفاده قراردهنداما تعدادزیادی از این فرصت ها،فرصت های کارآفرینانه واقعی بالانیستند.ممکن است بین فرصت دربین فرد وهمان فرصت درذهن مشتریان یا تامین کنندگان مالی تفاوت زیادی وجود داشته باشد.
کارآفرین فرصت هایی را شناسایی می نماید که دیگران یا آن فرصت ها را نمی بینند ویا اینکه متوجه آن فرصت ها نمی شوند.موفقیت کارآفرینان وابستگی شدید به درک هوشمندانه کارآفرینان و شناسایی و درک فرصت های کارآفرینانه موجود دارد.ودر این برهه از زمان کارآفرینان هوشمند از اطلاعاتی که در دسترس همگان قرار داردبرای تولید کالایاخدمت جدید بهره می گیرند.
فرصت های کارآفرینی کدامند؟
سؤالی که به ذهن می رسد این است که “فرصت چیست؟” توماس ادیسون معتقد است که:” از آنجا که فرصت ها با شمایل معمولی در معرض دید همگان ظاهر می شوند، غالباً توسط اکثر افراد نادیده گرفته می شوند.”افراد مختلف، فرصت را بر مبنای دیدگاه های خود به اشکال مختلف تعریف کرده اند. در کل می توان فرصت را شرایطی دانست که بر اساس آن، افراد گزینه هایی را بصورت نوآورانه تشخیص می دهند و امکان معرفی محصول، خدمت، فرآیند، شکل سازمانی و بازاری جدید برای آنها فراهم می شود که منافع حاصل از آن بیشتر از هزینه های آن می باشد. بیشتر افراد تصور می کنند که موفقیت های کارآفرینانه بر اساس یک ایده کاملاً جدید حاصل شده است. اما همیشه یک ایده به تنهایی کافی نیست. میلیون ها نفر از مردم ایده هایی در سر داشته اند که هیچکدام تبدیل به یک شانس طلایی نشده اند! شروع و راه اندازی یک کسب وکار نیازمند چیزی بیش از یک ایده و نیازمند فعالیت های بیشماری از جمله استخدام کارکنان، خرید تجهیزات، اجاره تسهیلات، بازاریابی، جمع آوری منابع مالی و فعالیت هایی از این دست می باشد. اغلب افراد معمولاً جهت راه اندازی کسب وکار خود، یک “سناریو” یا دستورالعمل از پیش تعیین شده که پیش از این در جای دیگریپیاده سازی شده را اجرا می کنند. کارآفرینان ممکن است هنگام راه اندازی بنگاه، مجموعه ای از دستورالعمل ها را ادغام و با بکارگیری آنها، مقدمات پیاده سازی فعالیت خود را فراهم آورند. چنین فرآیندی گاهی حساس و حتی دلهره آور بوده و تعجب برانگیز نیست که بسیاری کارآفرینان تازه کار هرگز جهت پیاده سازی ایده خود دست بکار نمی شوند.
گر افراد علاقهمند به کارآفرینی چارچوب یا قالبی در اختیار داشته باشند که به آنها بگوید در چه زمینهای یا با چه شرایطی به دنبال ایده مناسب باشند، آنگاه احتمال موفقیتشان در کشف فرصت و پس از آن خلق ارزش یا همان کارآفرینی به میزان قابلتوجهی ارتقا خواهد یافت. گرچه تشخیص فرصت و توسعه ایده مناسب برای پوشش نیاز شناسایی شده، غالبا بهصورت شهودی توسط کارآفرین انجام میشود، ولی دانشمندان این عرصه همواره به دنبال شناسایی شرایط و چگونگی انجام این کنش یا عمل توسط کارآفرینان بودهاند. در این یادداشت سعی داریم با استفاده از برخی از جدیدترین و معتبرترین تئوریهای مطرح در ادبیات کارآفرینی، چارچوبی را در اختیار علاقهمندان قرار دهیم که با استفاده از آن قادر باشند در شناسایی فرصتهای کارآفرینانه و ایدهپردازی موثرتر عمل کنند.
بهطور کلی کارآفرینان دارای ویژگیهای روانشناختی مشترکی از قبیل هوشمندی کارآفرینانه، شجاعت، مخاطرهجویی، تخیل و رویاپردازی و اراده و آزادی عمل هستند. کارآفرینان از طریق مقابله با ثبات و ایستایی، همواره تغییرات بزرگ و رادیکالی در جامعه پیرامون خود ایجاد میکنند. اقتصاددانان در عصر حاضر معتقدند نیروی محرک بازار نه مصرفکننده است و نه مالکان زمین و کالاهای سرمایهای؛ بلکه کارآفرینان پیشرو، متفکر و ریسکپذیر هستند که بهعنوان نیروی محرک بازار و اقتصاد عمل میکنند.
طبق نظریه کرزنر (یکی از دانشمندان صاحبنظر حوزه کارآفرینی)، لازمه وجود کارآفرینی، کنش کارآفرینانه است. کنش کارآفرینانه همان فعل، اقدام یا عملی است که فرد کارآفرین در راستای خلق ارزش یا کارآفرینی انجام میدهد. کارآفرینان با داشتن کنشهای جسورانه، متهورانه و سوداگرانه به دنبال کشف و بهرهبرداری از فرصتهای خلق ارزش و کسب سود خالص هستند. در کنش کارآفرینانه عنصر بسیار مهمی تحتعنوان «کشف فرصت» مستتر است. براساس دیدگاه مورد بحث، فرصت عبارت است از وجود خطاهای کارآفرینانه در بازار و خطاهای کارآفرینانه را نیز نتایج نادرست حاصل از تصمیمگیریهای پیشین سایر کارآفرینان تعریف میکنند.
وجود فرصت در بازار امری بدیهی است و کارآفرین باید همواره به دنبال کشف فرصت باشد؛ وی پس از کشف فرصت است که قادر خواهد بود ایده مناسبی را برای آن توسعه دهد. کارآفرین ابتدا عامل کشف خطاهای بازار و پس از آن منشأ کشف فرصت است. بنابراین فرصت همان خطای بازار است یا به عبارت دیگر، از وجود خطاهای کارآفرینانه که شامل کمبودها، مازادها و تخصیص نادرست منابع در بازار است، فرصت به وجود میآید. بر این اساس وجود خطاهای کارآفرینانه مقدمه و پیششرط عمل کشف فرصتهای کارآفرینانه است.
کشف فرصت یا همان کشف خطای کارآفرینان قبلی در بازار، اصلیترین اقدامی است که یک کارآفرین باید انجام دهد. کارآفرینان قبلی نیز که با شناسایی نیازهای پاسخ داده نشده یا بهطور ناقص پاسخ داده شده اقدام به کارآفرینی کرده بودند، دارای خطاهایی در پوشش نیاز متقاضیان هستند. آنها یا موفق به توسعه ایده مناسب برای پوشش کامل نیاز مشتریان نشدهاند یا به مرور زمان و با تغییرات عوامل محیطی، دیگر، محصولاتی را که بهطور کامل منطبق با نیاز فعلی مشتریان باشد ارائه نمیکنند.
بنابراین کارآفرینی که قادر به شناسایی و تشخیص خطاهای کارآفرینانه موجود در بازار باشد، قادر خواهد بود ایده مناسب برای خطاهای موجود را توسعه داده و محصولی را که مورد تقاضای بازار باشد ارائه کند.
فهرست فرصت کارآفرینی
تعریف فرصت
الگوی کشف فرصت های کارآفرینی ازمنظرصاحب نظران کارآفرینی
فرصت های کارآفرینی از دیدگاه شومپیتر
سه دیدگاه نظری در مورد فرصت های کارآفرینی
فرصتهای کارآفرینی در امور دام
زمینه های اصلی فرصتهای کارآفرینی در زیر بخش امور دام
فرصتهای کارآفرینی در بخش تولیدات دامی استان کرمانشاه
تشخیص فرصت از منظر پژوهشگران کارآفرینی
مروری بر مفهوم فرصت در کارآفرینی
طراحی الگوی ارزیابی فرصتهای کارآفرینی در بیمه های عمر
بیمه عمر در ایران و جهان
فرصت کارآفرینانه
ارزیابی فرصت کارآفرینی
بیمه عمر
تحقیقات مربوط به تقاضا و بازار بیمه عمر
. ارزیابی بازار در صنعت بیمه و بیمه عمر
عوامل مؤثر بر ورود یا ارائه محصول جدید به بازار بیمه عمر
تشخیص – کشف – خلق
کرزنر و نظریه هوشیاری کارآفرینانه
فرصتهای شومپیتری در مقایسه با فرصتهای کرزنری
عوامل فردی موثر درشناسایی وبهره برداری ازفرصتها
ویژگیهای فردی کارآفرینان
ویژگیهای روانشناختی فردی موثر در شناسایی فرصت
ویژگیهای غیر روانشناختی فردی موثر در شناسایی فرصت
نقش شبکه های اجتماعی درفرصت های کارآفرینی
منابع اجتماعی اطلاعات
هوشیاری کارآفرینانه
منشا غیر روانشناختی بهره برداری از فرصت
سنخ شناسی کارآفرینان
انواع کارآفرینی بر مبنای نحوه بهره برداری از فرصت
مقلدان
مقلدان انطباقی
توسعه دهندگان بازار
انواع کارآفرینی – طبقه بندی دیگر
ظهورفرصتهاوایده ها دربخشهای بازار- چرخه عمر محصول
ظهوربازارهادرمرحله رشد
ظهوربازارهادرمرحله بلوغ
چرخه عمر صنعت
مطالعاتی که تسلط برخی شرکتهای بزرگ بر بازارتایید می کنند
تغییرات محیطی که منجر به خلق گوشه های بازارمی شود.
توسعه فن آوریهای نوین و ظهورفرصتها
راهکارهای جلوگیری از شکست حین ظهورفن آوریهای نوین
برخی ازروشهای بخش بندی بازار
سوالات/نکات مفید برای ورودبه بخشهای جدید بازار
شناسایی وارزیابی فرصتهای کارآفرینی
فرآیند شناسایی فرصتها
ارزیابی فرصتهای کارآفرینی
ارزیابی فرصت تحت شرایط مخاطره ای وفرآیند شناختی کارآفرینان
بهره برداری ازفرصتهای کارآفرینی-فرآیند بهره برداری ازفرصتهای کارآفرینی
عدم اطمینان محیطی وتاثیرآن بر بهره برداری ازفرصت
استراتژیهای بهره برداری ازفرصت
استراتژی های بهره برداری از فرصت ؛بازارهاو سلسله مراتب ها در مقابل شبکه ها(پاول،۱۹۹۰)
مراحل بهره برداری ازفرصتها / مراحل فرآیند کارآفرینی
مرحله شناسایی صنعت و نوع کسب و کار
توسعه مفهوم کسب و کار
هدفگذاری جهت ورودبه بازار
تعیین ساختار حقوقی و نوع مالکیت
شکست دربهره برداری ازفرصتها
شکست دربهره برداری ازفرصتها-مثال های موردی
خطادربهره برداری ازفرصت
آمادگی کارآفرینان دررویارویی با شکست دربهره برداری ازفرصتها
بهره برداری ازفرصتها و پیشگامی دربازار-همگام شدن بادانش فن آوری جدید
به کارگیری دانشوفن آوری درتولید محصولات جدید
مشکلات پیشروی پیشگامان دربهره برداری ازفرصتها
عوامل موثر درماندگاری پیشگامان دربازار
مزایای پیشگامی دربهره برداری ازفرصتها
با ۸۰اسلاید تخصصی و قابل ویرایش
دانلود و خرید۴۸۰۰۰تومان
استراتژی بازاریابی و فروش در شرکت سیکو
سیکو یک هلدینگ بزرگ در ژاپن است که با بیش از یک قرن سابقه در زمینه طراحی و ساخت ساعت، دستگاههای الکترونیکی، نیمههادیها، جواهرات و تجهیزات اپتیک فعالیت میکند. اما فعالیت و شهرت اصلی این برند به صنعت ساعتسازی باز میگردد. امروزه سیکو به دلیل ارتباطات بسیار با افراد مشهور برای تبلیغات رسانهای و همچنین ادعای تولید اولین ساعتهای کوارتز جهان به یک برند معروف جهانی تبدیل شده است.
نگاهی به تاریخچه تولید ساعت سیکو نخستین ساعتهای مچی تولیدشده توسط سیکو به سال ۱۹۲۴ باز میگردد و این شرکت توانسته تاکنون موفقیتهای گوناگونی را در سطح جهانی کسب کند و در همین راستا قصد داریم به معرفی و بررسی محصولات سیکو بپردازیم. معرفی شرکت Seiko شرکت ساخت ساعت سیکو (یک واژه ژاپنی به معنای بدیع یا موفقیت) در سال ۱۸۸۱ درست زمانی که کینتارو ساعت و طلافروشی را به نام کی.هاتوری در منطقه کنزای توکیو در ژاپن افتتاح کرد، تاسیس و پس از ۱۱ سال، در سال ۱۸۹۲ اقدام به تولید ساعتی تحت نام سیکوشا، به معنای جایگاه مهارت دلپسند کرد.
https://www.tejaratetalaeenews.ir/cache/fck_files/saat17.jpg اولین ساعت مچیهای تولیدشده تحت نام تجاری Seiko در سال ۱۹۲۴ ظاهر شدند. در سال ۱۹۶۹ سیکو استرون، اولین ساعت کوارتز تولید شده در جهان را معرفی کرد؛ قیمت آن در هنگام معرفی برابر با قیمت یک ماشین با سایز متوسط بود. سیکو در ادامه به معرفی اولین گاهسنج کوارتز پرداخت و در اواخر دهه۸۰، اولین ساعت کینتیک را ساخت که ویژگیهای مولد نیرو در خود از ساعت اتوماتیک را با دقت و صحت کوارتز ترکیب کرده است. این ساعت بهطور کامل توسط موتور خود در پوشش روزمره طراحی شده است و در سال ۱۹۸۵، شرکت اورینت و سیکو کارخانه مشترکی را تاسیس کردند. این شرکت (کی.هاتوری و شرکت خصوصی سهام) در سال ۱۹۱۷ ثبت شد و در سال ۱۹۸۳ به شرکت خصوصی سهامهاتوری سیکو و در سال ۱۹۹۰ به شرکت سیکو تغییر نام یافت.
بازسازی برند در سیکو
سیکو پس از بازسازی و ایجاد شرکتهای تابعه عامل خود (مانند شرکت ساعت مچی سیکو و شرکت ساعت دیواری سیکو)، به شرکت دارایی در سال ۲۰۰۱ تبدیل شد و در اول ژوئیه ۲۰۰۷ به شرکت دارایی سیکو تغییر نام داد. شاید سیکو به دلیل تولید بهترین ساعتهای مچیاش شناخته شده باشد که همه آنها در یک زمان به طور کامل تولید شدهاند اما این نهتنها شامل اقلام عمده مانند ابزار کوچک، موتور، عقربهها، اسیلاتورهای کریستالی، باتری، سنسور، صفحه نمایش دیجیتالی میشود بلکه موارد جزئی مانند روغنهای مورد استفاده در روانکننده ساعت اسپرت و ترکیبات نورانی کاربرد روی عقربه و صفحه مدرج ساعت را نیز دربرمیگیرد. در حال حاضر موتور ساعت مچی در شیزوکوییشی، ایواته (ابزار موریوکا سیکو)، نینوهه، ایواته، ایواته (نینوهه، ایواته توکی کوگیو)، شیوجیری، ناگانو (سیکو اپسون) و شرکتهای تابعه خود در چین، مالزی و سنگاپور ایجاد شده است. سیستم تولید داخلی کاملا یکپارچه هنوز هم برای ساعتهای لوکس در ژاپن اعمال میشود.
https://www.tejaratetalaeenews.ir/cache/fck_files/saat-15.jpg محصولات عرضهشده توسط سیکو سیکو ساعتهای کوارتز، موتور ساعت، انرژی خورشیدی و ساعتهای مکانیکی را با قیمتهای مختلف، اعم از حدود ۴۵ دلار آمریکا (که تحت نام تجاری آلبا به فروش میرسد) تا ۵۵۴.۰۰۰ دلار برای (Credor FUGAKU GBCC۹۹۹) تولید میکند. ساعت سیکو دارای چندین محصول مانند سیکو سری ۵ (۵ نشاندهنده پنج ویژگی کلیدی ساعت، یعنی پیچ اتومات، نمایش روز و تاریخ تنها در یک صفحه، که در آن زمان بسیار نادر بود، مقاوم در برابر آب، راس ارتجاعی در موقعیت ساعت ۴ و روکش و دستبند با دوام مانند ساعت بند استیل) و سریهای لوکس کردور، کینگ سیکو و گرند سیکو است. در ۲۵ دسامبر سال ۱۹۶۹، سیکو اولین ساعت کوارتز در جهان، سیکو کوارتز استرون را وارد بازار کرد. این ساعت از یکاسیلاتور کریستالی در هسته خود برای دقت استفاده کرده که در آن کریستال ارتعاش ثابت در هنگام اعمال ولتاژ به آن را تولید میکند. در طول دوره ۱۰ سال توسعه سووا سیکوشا، سیکو ایجاد بسیاری از قطعات را مدیریت کرده که برنامه قابل دوام کوارتز در ساعت مچی را فعال میکند. بهعنوان مثال، سیکو اسیلاتور کریستالی را به شکل دو شاخه برش داده و مدار مجتمع و موتور مخصوص را برای عملکرد درست سیگنال اسیلاتور کریستالی توسعه داده است. علاوه بر ایجاد بخشهای فعالسازی ساعت کوارتز، سیکو حقوق ثبت اختراع برای قطعات منحصربهفرد را در انحصار خود قرار نداد، اما تصمیم گرفت آن را با چشمانداز تغییر آینده ساعتهای مچی، در اختیار دنیا قرار دهد.
https://www.tejaratetalaeenews.ir/cache/fck_files/saat16.jpg
سیکو جواهر ژاپنی
سیکو در زبان ژاپنی به معنی نفیس می باشد.
سیکو | SEIKO یک شرکت ژاپنی است که در زمینه ساخت ساعت و وسایل الکتریکی فعالیت منحصر به فردی دارد.
سیکو برندی برتر با بیش از یک قرن سابقه در صنعت بزرگ ساعت سازی است. فعالیت سیکو ، توسط هاتوری ۲۲ ساله آغاز شد.سیکو در آغاز فعالیت به فروش و تعمیر ساعت می پرداخت و بعد از آن در سال ۱۸۹۲ کارخانه ساعت سازی خود را به نام SEIKOSHA(خانه نفیس) افتتاح کرد.
استراتژی ورود به بازار لوکس هم موفقیت آنچنانی برای سیکو به همراه نداشت. بازیگران جدید متعددی از بازار مد به ساعت آمده بودند و برند ژاپنی باید اقدامی متفاوت برای تمایز خود انجام میداد. در سال ۱۹۸۲ آنها با ارائهی ساعت Seiko TV اقدام مهم برای برتری در بازار را انجام دادند. ساعت مذکور یک صفحهی سیاه و سفید LCD داشت که سیکو از عنوان «کوچکترین تلویزیون جهان» برای آن استفاده کرد. اولین برنامههای تبلیغاتی نیز با حضور ساعت سیکو در فیلم جیمز باند سال ۱۹۸۳ اجرا شد. سیکو / Seiko ساعت سیکو UC-۲۰۰۰ موفقیت ساعت تلویزیونی، برند ژاپنی را بر آن داشت تا تمرکز خود را روی نوآوریهای جدید معطوف کنند. آنها باید باز هم ساعتهایی تولید میکردند که کاری بیش از نشان دادن زمان انجام دهد. محصول بعدی، ساعت مچی Seiko Computer بود و پس از آن، LCD Pocket Color Television به بازار عرضه شد. Voice Note هم یکی دیگر از محصولات انقلابی سیکو در آن سالها بود که قابلیت ضبط یادداشتهای صوتی را تا ۸ ثانیه به کاربر میداد.
فهرست :
–معرفی شرکت Seiko
تغییر نام سرکت سیکو
محصولات عرضهشده توسط سیکو
تغییر رونددرپیشرفت محصولات تولیدی سیکو
ساعت سیکو، تاریخچه و بررسی برند Seiko
آیا ساعتهای برند سیکو، ساعتهای خوبی هستند؟
سیاستهای ضمانت این برندر
تاریخچه پیدایش سیکو
درباره هولدینگ سیکو
معرفی برند های زیر مجموعه سیکو
بهترین تولیدات شرکت ساعت سازی سیکو
تاریخچه سری محبوب سیکو ۵
تاریخچه Seiko Prospex تغییر دهنده استاندارد ساعت های غواصی
تاریخچه سیکو گرند نسخه لوکس برند سیکو
گستره فعالیت های سیکو
تاریخچه ورود سیکو به ورزش
درباره ساعت های تولیدی سیکو با فناوری های مختلف
خلاصه ای از حرکت سیکو در گذر تاریخ
تاریخچه سیکو از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۷ میلادی
سفیران برند سیکو
اسپانسرینگ برند سیکو
باشگاه فوتبال بارسلونا
کنفدراسیون فوتبال آسیا
مسابقات قایقرانی کلاس ۴۹
هواپیمای نوری آیکر
زمان سنج برخی از بزرگترین رویدادهای ورزشی جهان
معرفی اولین ساعت غواصی حرفه ای جهان با قاب تیتانیومی و میزان ضدآبی ۶۰۰ متر(ویدئو)
تایم نگهدارنده رسمی مسابقات جهانی IAAF ایتالیا
توسعهی بینالمللی و انقلاب کوارتز
۷ برند برتر ساعت مچی ژاپنی
ماتریس BCGبرای شرکت سیکو
کاربرد ماتریس BCGبرای شرکت سیکو
ستاره ها
گاو های شیرده
علامت سوال
سگ ها
آمیخته بازاریابی درشرکت سیکو
اهمیت آمیخته بازاریابی
تولید – محصول
کیفیت
سهولت استفاده
SKU های مختلف
قیمت
تعیین سطح
ذخیره شده توسط شرکت
فروشگاه های دارای مجوز
تجارت الکترونیک
ترویج
بازاریابی دیجیتال
برنامه های پاداش
اینفلوئنسرهای جامعه
بازاریابی متعارف
مردم
آموزش
مالکیت سازمانی
روند(فرآیند)
عملیات
مدیریت فروشگاه
شواهد فیزیکی
فضای فروشگاه
بسته بندی
تجزیه و تحلیل PESTEL در شرکت ساعت سازی سیکو
عناصر تاثیرگذار بر تجزیه و تحلیل PESTELدرشرکت سیکو
عوامل سیاسی
عوامل اقتصادی
عوامل اجتماعی
عوامل فناوری
محیط زیست
قوانین و مقررات
تجزیه و تحلیل SWOT ارتقاء در شرکت ساعت سازی سیکو
نقاط قوت
نقاط ضعف
فرصت ها
تهدیدات
مزایا و محدودیت های تحلیل SWOTدرشرکت سیکو
مدل ۷sمکنزی در شرکت سیکو
عناصر تشکیل دهنده ۷اس مکنزی
کاربرد مدل ۷ اس مکنزی در شرکت سیکو
عناصر سخت
/استراتژی
/ساختار
/سیستم ها
عناصر نرم
ارزش های مشترک
سبک
کارکنان
مهارت ها
تجزیه و تحلیل بازاریابی۵ سی مارکتینک شرکت سیکو(۵C Marketing)
شرکت
جدول زیر SWOT را به صورت خلاصه شده ارائه می کند:
مشتریان
رقبا
همکاران
محتوا
استراتژِی اقیانوس آبی در سیکو
کاربرداقیانوس آبی در شرکت سیکو
آبی در مقابل اقیانوس سرخ
مقایسه تحلیلی اقیانوس آبی و سرخ
۴ روش عملکرد
چهار اقدام استراتژیک برای توسعه منحنی های ارزش خریدار جدید
چارچوب شش مسیر
۶مسیرسیکودر استراتژی اقیانوس آبی
سه طبقه غیر مشتری
ابعاد نقشه های ابزار
تجزیه و تحلیل VRIN/VRIOدرشرکت سیکو
با ارزش
نادر
تکرارنشدنی
سازمان
دیدگاه مبتنی بر منابع از شرکت سیکو
منابع ملموس
منابع نامشهود
ویژگی های ناهمگون و غیر متحرک منابع
تجزیه و تحلیل VRIO
مزیت رقابتی
تحلیل سیرمراحل مزیت رقابتی درشرکت سیکو
استراتژی بازاریابی سیکو
ماموریت
ارزش ویژه برند
تجزیه و تحلیل موقعیتی شرکت ساعت سیکو
تحلیل SWOTدراستراتژِی بازاریابی سیکو
تحلیلPESTELدراستراتژی بازاریابی سیکو
تحلیل۵نیروی پورتردراستراتژی بازاریابی سیکو
اهداف و استراتژی بازاریابی درشرکت سیکو.
بخش بندی بازاردراستراتژی بازاریابی سیکوازنگاه روان شناسی
بخش بندی بازاردراستراتژی بازاریابی سیکوازنگاه جغرافیایی
بخش بندی بازاردراستراتژی بازاریابی سیکوازنگاه رفتاری
هدف گذاری و موقعیت سنجی دراستراتژی بازاریابی سیکو
مزیت رقابتی شرکت در استراتژی بازاریابی سیکو
عوامل مزیت رقابتی پایدار درسیکو
استراتژی توزیع دراستراتژی بازاریابی سیکو
تحلیل رقابت دراستراتژی بازاریابی سیکو
بازاریابی آمیخته دراستراتژی بازاریابی سیکو
با ۲۷۶ اسلاید تخصصی

مدیریت استراتژیک در شرکت زاپوس
زاپوس در سال ۱۹۹۹ توسط تونی زیه در سانفرانسیسکو و در آپارتمانی شخصی شروع به کار کرد و در مدت ۱۰ سال توانست از فروش هیچ به فروش خالص سالانه یک میلیارد دلار دست پیدا کند.
آمازون در سال ۲۰۰۹ زاپوس را به قیمت ۱.۲ میلیارد دلار خریداری کرد.
زاپوس را بعنوان فروشگاه بزرگ کفش می شناسند و براساس آمارهای منتشر شده از بلومبرگ این فروشگاه محبوب ترین و بزرگترین وب سایت فروشگاهی کفش است.
از جهتی دیگر، زاپوس را بهترین مکان برای کارکردن می دانند و به همان میزان به عنوان یک قهرمان ارائه خدمات مشتری در سطحی استثنایی می شناسند.
درسهای کلیدی از شرکت زاپوس (Zappos) برای جلب رضایت و وفاداری مشتریان
https://karokasb.org/wp-content/uploads/2021/11/zapposlogo-780x405.jpg
شرکتهایی که خود را وقف به دست آوردن رضایت مشتریان میکنند، به وفاداری و آگاهی از برند دست مییابند. چنین چیزی در مورد زاپوس (Zappos)، یک فروشگاه آنلاین کفش و لباس صادق است. این وب سایت تجارت الکترونیک از نظر ارائه بهترین تجربه مشتری، بسیار شناختهشده است.
آنها پای ارزشهای اصلی خود که شامل ارائه خدمات شگفتآور به مشتریانشان میشود، ایستادهاند و رویکردی غیرمتعارف و نوآورانه در پیش گرفتهاند. آنها معیارهای خدمات مشتری معمول مانند زمان تماس، تیکتهای باز شده و حلشده، زمان پاسخگویی و مواردی از این قبیل را کنار گذاشته و به آنچه که شاخص خالص ترویجکنندگان (NPS) و سطح خدمات شخصی (PSL) برای هر یک از نمایندگان خدمات خود مینامند، روی آوردهاند.
دانشگاه مشتری نوازی جهان
با ما در این نوشتار همراه باشید تا ۳ داستان جالب از برخورد زاپوس با مشتریان را بازگو کرده و استراتژی خدمات مشتری آن را مورد بررسی قرار دهیم.
۱– ساقدوش و کفشهایش
جِی کفشهایش را از زاپوس خریده بود تا در عروسی بهترین دوستش بپوشد، عمدتاً به این دلیل که این کفشها ارزان بودند. متأسفانه، پست بسته او را به مکان اشتباهی برد و او دیگر نمیتوانست آنها را در روز عروسی بپوشد. بنابراین جِی در مورد معضل خود با زاپوس تماس گرفت و این شرکت بلافاصله مشکل او را در کمترین زمان حل کرد. زاپوس نه تنها بدون دریافت هزینه یک شبه یک جفت کفش جایگزین برای او فرستاد، بلکه حتی حساب او را به VIP ارتقا داد و پول کفشها را به طور کامل به او بازگرداند.
جِی که از خدمات فوقالعادهای که دریافت کرد شگفتزده شده بود، میگوید: «زاپوس یک مشتری مادامالعمر به دست آورده است. علاوه بر همه اینها، من آن کفشها را سفارش داده بودم زیرا ارزانترین کفشهای موجود در بازار بودند.»
۲– شش جفت کفش و یک دسته گل
یک مشتری که پای چپ مادرش به دلیل جراحیهای پزشکی اخیر بیحس شده بود و به فشار حساس بود، شش جفت کفش برای او خرید به امید اینکه یکی از آنها کار کند. اما پس از دریافت سفارشها، مادر با زاپوس تماس گرفت تا وضعیت پزشکی خود را توضیح دهد و نحوه بازگرداندن کفشها را جویا شود.
دو روز بعد، دسته گل بزرگی از زاپوس به او تحویل داده شد، با یک کارت که برای او آرزوی سلامتی و بهبود میکرد. دو روز پس از آن، به مشتری، مادر و حتی خواهرش عضویت VIP تعلق گرفت و به آنها گفته شد که از آن لحظه به بعد، حمل و نقل برایشان رایگان خواهد بود.
۳– همدردی با مشتری سوگوار
زاز لامار نیاز داشت چند کفش را به زاپوس برگرداند، اما مادرش به تازگی از دنیا رفته بود و او فرصت انجام این کار را نداشت. وقتی زاپوس به او ایمیل زد تا در مورد وضعیت کفشها بپرسد، او آنچه اتفاق افتاده بود را شرح داد. زاپوس وظیفه حمل و نقل را بر عهده گرفت و از پیک خواست که کفشها را بدون هزینه اضافی از او تحویل بگیرد.
اما مراقبت از مشتری زاپوس در اینجا به پایان نرسید. زاز مینویسد: «دیروز وقتی به خانه آمدم، دیدم یک دسته گل زیبا در سبدی با نیلوفرهای سفید و گل رز و میخک به در خانهام ارسال شده است. بزرگ و سرسبز و خوشبو. کارت را باز کردم، از طرف زاپوس بود. نمیتوانم بگویم این کار چقدر مرا خوشحال کرد».
چرا خدمات مشتری زاپوس عالی است؟
تونی هسیه، مدیرعامل زاپوس میگوید: «ما بر این تمرکز میکنیم که مطمئن شویم فرهنگ خدماتمحوری خوبی داریم. اگر فرهنگ را درست درک کنید، بسیاری از چیزهای شگفتانگیز خود به خود رخ میدهند.»
امروزه زاپوس به دلیل فرهنگ خود شهرت جهانی دارد. این شرکت به کمی عجیب بودن معروف است و کارکنان آن همیشه به دنبال راههایی برای بهبود فرهنگ شرکت هستند، مهم نیست که این رویکرد چقدر غیرمتعارف یا غیرمعمول باشد.
زاپوس تورهای دفتر مرکزی خود در لاس وگاس را به عموم مردم ارائه میدهد. افرادی که فرهنگ شرکت را مطالعه میکنند از سراسر جهان میآیند تا از دفاتر زاپوس بازدید کنند تا نحوه عملکرد شرکت را ببینند.
تونی هسیه می دانست که فرهنگ برای ارائه بهترین خدمات به مشتریان، بسیار مهم است. هر یک از کارمندان زاپوس باید درک کنند که تجربه مشتری برای کل شرکت، نه فقط یک دپارتمان، اولویت است.
قبل از زاپوس، تونی هسیه درس سختی آموخت. او پس از ۲/۵ سال، در سال ۱۹۹۸ اولین شرکت خود یعنی Link Exchange را به قیمت ۲۶۸ میلیون دلار به مایکروسافت فروخت. چیزی که بسیاری از مردم نمیدانند این است که دلیل واقعی اینکه تونی و بنیانگذارش شرکت را فروختند، این بود که فرهنگ شرکت کاملاً رو به زوال رفته بود.
زاپوس توانست فرهنگی را پرورش دهد که به صورت شگفتآوری از مشتریان پشتیبانی میکند. این شرکت به قدری مشتریان را راضی نگه داشته که یکی از آنها زاپوس را به عنوان “خوشبختی در یک جعبه” توصیف کرده است.
ایده نوآورانه زاپوس
نوآوری در مدل کسبوکار، نجاتبخش زاپوس
در حوالی سالهای ۱۹۹۹به تدریج انبوهی از کسبوکارهای آنلاینی که شکل گرفته بودند در حال غربال شدن بودند. تعداد معدودی در حال رسیدن به موفقیتهای بزرگ و تعدادی نیز در حال دستوپا زدنهای نهایی خود بودند و مابقی نیز نفسهای آخر خود را میکشیدند.
در این سالها بود که نیک سوینمرن تصمیم به تأسیس فروشگاه اینترنتی خود را گرفته بود، فروشگاه اینترنتی کفش Shoesite . این فروشگاه در سالهایی تأسیس شدهبود که کسبوکارهایی مانند آمازون و pets.com و kozmo جای خود را بازکرده بودند و حتی kozmo یک بسته آدامس خود را نیز با پیک رایگان درب منزل تحویل میداد و انتظارات بالا بود.
سوینمرن ابتدا برای تأمین مالی خود سراغ سرمایهگذاران رفت و توانست با تونی هسیه سرمایهگذاری که به تازگی شرکت خود LinkExchange رو به قیمت ۲۶۵ میلیون دلار فروخته بود وارد مذاکره شود و وی را برای سرمایهگذاری قانع کرد. در ادامه ماسلر هم که در صنعت کفش سابقه خوبی داشت به آنان اضافه شد و هسیه به عنوان مدیرعامل در نظر گرفتهشد.
در ابتدا ارزشی که آنان برای مشتریان خود در نظر میگرفتند همانند بسیاری از کسبوکارهای اینترنتی دیگر راحتی در خرید و پرداخت و انتخاب با تنوع بیشتر بود.آنها ماهها با این مدل پیش رفتند اما جهشی در درآمد آنان مشاهده نمیشد. روزی به صورت بسیار اتفاقی ایده جدیدی به ذهن هسیه و سوینمرن رسید برای رفع مشکلات.آنها دیدند که برای خرید کفش، مردم نیاز به امتحان و انتخاب از بین چند گزینه را دارند.ایده آنان این بود که کفش را رایگان درب منزل تحویل دهند و مشتریان پس از انتخا ب کفش موردنظر بقیه کفشها را مرجوع کنند.
ایده نوآورانه زاپوس
این تصمیم آنان بیشتر از سر ناچاری بود تا جلسات متعدد برنامه ریزی و تصمبم گیری امادر سال ۲۰۰۰ بنری در صفحه نخست (زاپوس نامی که بعداً روی shoesite گذاشتند) قرار داده شد که تحویل رایگان کفش درب منزل. اگرچه این امر هزینه سنگینی را برای زاپوس به همراه داشت.آنها این هزینه را به چشم هزینه بازاریابی و تبلیغات خود میدیدند.با این نوآوری در مدل کسب و کار آنها شاهد جهشی ناگهانی در سودآوری خود بودند.آنها دریافتند که ارزش متمایز کننده آنان تحویل رایگان نیست بلکه خدمات مشتریان بسیار قوی آنان است ازهمین رو برای تحویلسریعتر و یک روزه کفش انبار خود را ایجاد کردند و تأمین کنندگان خود را اخراج کردند و عملاً از یک فروشگاه صرفاً اینترنتی به یک فروشگاه عظیم کفش تبدیل شدند و تمرکز خود را بر بهبود تجربه مشتری گذاشتند.
سوینمرن و هسیه در آغاز میگفتند که زاپوس، آمازون کفشها خواهد بود و این اتفاق واقعاً رخ داد و سال ۲۰۰۹ آمازون زاپوس را با قیمت ۱.۲ میلیارد دلار خریداری کرد اما هسیه و همکارانش همچنان فرهنگ سازمانی خود و خدمات مشتتریان خود را از اعمال سلیقه آمازون مصون داشتند و بلکه به تقویت و ترویج آن از طریق Zapposinsights مشغول شدند و امروزه از پیشرو ترین و سودآورترین کسبوکارهای آمازون است.
در سال ۱۹۹۹ نیک سوئینمورن یک روز خسته کننده را صرف تلاش برای پیدا کردن کفش کرد. فروشگاه ها اندازه یا رنگ و مدل دلخواه او را نداشتند. او برای خود استدلال کرد که یک خرده فروش آنلاین می تواند با داشتن طیف گسترده ای از ذخیره کفش باعث حذف این سرخوردگی شود ، او یک شرکت با نام شوسایت افتتاح کرد. تا حدودی به دلیل اینکه سال ۱۹۹۹ اوج رونق اینترنت بود. سوئینمورن این ایده را به شرکت سرمایه گذاری ونتور فراگز فروخت ، آن ها طرح را با یک سرمایه گذاری ۵۰۰،۰۰۰ دلاری و استخدام کسی که کفش را می شناخت ، افتتاح کردند.
ونتور فراگز همکار مؤسسی به نام تونی هسیه داشت که همکار مؤسس لینک اکسچنچ نیز بود و اگر چه شرکت فقط ۱۰ میلیون دلار فروش داشت و هسیه تنها بیست و چهار سال سن داشت ، به مبلغ ۲۷۵ میلیون دلار به مایکروسافت فروخته شد. هسیه ، کارشناس علوم کامپیوتر دانشگاه هاروارد ، در زمان و مکان مناسبی قرار داشت. آن ها روزها با هم بودند. هسیه با سهم پول خود تصمیم گرفت تا شرکت ونتور فراگز را به عنوان صندوقی که بتوان با آن مقدمات کسب و کار اینترنتی را فراهم کرد ، آغاز کند.
سوئینمورن دریافت که حتی با حضور یک شخص از نورداستورم در هیئت مدیره که کفش را می شناسد ، وظیفه عملیاتی خیلی زیاد است. شرکت های کفش تمایلی به مشارکت نداشتند ؛ زیرا با توجه به کمک اینترنت به قیمت های پایین ، آن ها تمایل به حفظ روابط خرده فروشی موجود خود را داشتند. همچنین ، استفاده از خرده فروشان محلی برای تکمیل سفارشات از طریق ارسال که تنها مدل عملیاتی امکان پذیر بود ، پر هزینه بود و خدمات خوبی نیز ارائه نمی داد ، زیرا اغلب موارد مدل های سفارش داده شده در انبار موجود نبودند. پس از شش ماه و با تنها سه سازنده در هیئت مدیره ، شرکت در حال شکست بود.
ارائه ی خدمات در زاپوس
نام به زاپوس تغییر داده شد که از یک کلمه ایتالیایی به معنی کفش گرفته شده بود ، آن ها دریافتند که در بلند مدت شرکت تنها نباید بر روی کفش اصرار ورزد. در واقع آنها سرانجام به سمت عینک ، کیف های دستی ، پوشاک ، ساعت ، وسایل الکترونیکی و حتی ایده های صنایع خدماتی مانند بانکداری ، هتل ها و خطوط هوایی رفتند . نام ، تنها تغییر نبود. به علت مشکل بودن جمع کردن تولید کنندگان گوناگون کفش ، تصمیم گرفته شد که ماهیت برند از داشتن انتخاب های وسیع به فقط برندهای متمایز تغییر کند. در نهایت شعار ” قدرتمند در خدمات ” انتخاب شد. با این حال ، دامنه تولید کنندگان افزایش یافت. پس از یک سال و نیم پنجاه تولید کننده در هیئت مدیره بودند و یک سال بعد به یکصد تولید کننده رسیدند. با این حال ، هفت سال طول کشید تا نایک نیز به جمع آنها اضافه شود. مأموریت این بود که بهترین خدمات را در صنعت داشته باشند. سیاست های حمل و نقل رایگان بود ( مشتریان انتظار پنج یا شش روز را داشتند و در صورت ارسال هوایی شگفت زده می شدند ) ، ارسال ۳۶۵ روزه و رایگان و یک مرکز تماس ۲۴ ساعته در تمام روزهای هفته و مستقر در ایالات متحده آمریکا با نمایندگانی درگیر ، آگاه و مشتری گرا وجود داشتند. زاپوس ، برخلاف سایر شرکت های الکترونیکی ، در واقع مشتریان را تشویق به تماس می کند ، با داشتن ۸۰۰ شماره باور دارد که تماس شخصی رابطه با برند را افزایش خواهد داد. همچنین زاپوس بر روی قیمت با شرکت های الکترونیکی دیگر رقابت نمی کرد ، رقابت در مورد خدمات و انتخاب بود. در سال ۲۰۰۳ ، به منظور ارائه خدمات مورد انتظار ، زاپوس انباری در کنتاکی افتتاح کرد و با کنترل لجستیک ، آسیب های خارج از انبار را کاهش داد.
این سطح از خدمات گران بود. تأمین مالی تا حدودی از سودها و کاهش بودجه بازاریابی تأمین می شد. شرکت تا سال ۲۰۰۶ که فروش به ۶۰۰ میلیون دلار رسیده بود ، سودآور نبود. هسیه استدلال کرد که بهتر است بودجه بازاریابی صرف حمل و نقل رایگان و یک مرکز تماس ۲۴ ساعته در تمام روز های هفته گردد که به ایجاد تبلیغات دهان به دهان منجر می شود. علاوه بر این ، بازاریابی از طریق موتور جستجو بسیار مؤثر و ارزان بود. زاپوس به سادگی برند های تولید کنندگان کفش را خریداری کرد به طوری که وقتی مشتری برای برند کفش در گوگل جستجو می کرد ، تبلیغ زاپوس نمایش داده می شد.
راز واقعی سطح خدمات ، فقط سیاست ها و برنامه ها به عنوان فرهنگ و ارزش شرکت نیستند. ارزش اول ، ارائه خدمات شگفت انگیز به مشتریان است. هدف اول ، فراتر رفتن از انتظارات و ایجاد وفاداری مشتری است. یک داستان در میان بسیاری از افراد این است که زاپوس وقتی مطلع می شد که کفش سفارش داده شده برای شوهری است که در تصادف ماشین فوت کرده است ، مرکز تماس نه تنها مبلغ خرید را پس می فرستاد بلکه برای مراسم تشییع جنازه گل نیز ارسال می نمود.
ارزش های دیگر ، کارکنان را به تعبیر ، خلاقیت و ابتکار ، دنبال رشد بودن ، ایجاد روابط باز و صادقانه ، ایجاد یک روح خانوادگی ، پرشور و فروتن تشویق می کرد. اما ارزشی که فضا را تعریف می کند ، بیشتر از بقیه برای ایجاد اشتیاق و کم کردن غرابت است. در نتیجه ، کنجکاو و جستجوگر بودن ، زندگی در دفتر کار را لذت بخش و غیر قابل پیش بینی کرده و تشویق به نوآوری می کند ، این کار نه تنها انجام می گیرد بلکه ارتباطات داخلی و خارجی و پاداش را نیز شامل می شود.
فرآیند استخدام و آموزش زاپوس
فرایند استخدام و آموزش و سیستم پاداش امکان حفظ یک فرهنگ قوی را می دهند ، حتی زمانی که حقوق و مزایا ( به جز برای مراقبت های بهداشتی ) کمتر از میانگین بودند. فرآیند استخدام شامل یک مرحله مطابقت با فرهنگ می شود. به عنوان نمونه ، از متقاضیان سؤال می شود تا توصیف کنند که یک مقیاس ۱ تا ۱۰ چقدر برای آن ها عجیب است ، عدد پاسخ به مهمی واکنش به پرسش نیست. یک تست تواضع شامل این پرسش می شود که آیا شغل قبلی که متقاضی داشته مناسب بوده است. متقاضیان ، به ویژه آنهایی که ارشد بوده اند ، با موارد غیر رسمی اجتماعی ارزیابی می شوند. جلسه دو هفته ای آموزش فرهنگ سازمانی وجود دارد ، پس از آن دو هفته آموزش در مرکز تماس و یک هفته در انبار انجام می گیرد. سپس ، به آنها ، ۲۰۰۰ دلار بدون هیچگونه پرسشی داده می شود تا در صورتی که با فرهنگ احساس راحتی نمی کنند ، شرکت را ترک کنند. برخلاف اکثر مراکز تماس ، نمایندگان از طریق طول مدت تماس یا فروش ارزیابی نمی شوند. در عوض ، بازرسی های سرزده از مکالمات آن ها انجام می گیرد و کارکنان تا حدی که باعث احساس شادی و ارتباط مناسب مشتری می شوند مورد ارزیابی قرار می گیرند. هدف ، برقراری ارتباط عاطفی شخصی است. شکست فرد در عدم برقراری ارتباط مناسب مطابق با فرهنگ ، زمینه اخراج او خواهد بود.
فرهنگ برند زاپوس
فرهنگ با انبوهی از فعالیت هایی که ارزش را تقویت می کنند ، پشتیبانی می شود. هسیه که میز متواضعانه او در کنار یک ردیف از اتاقک ها قرار گرفته است ، به طور منظم به کارکنان و برخی از ۱، ۶ میلیون پیروان شرکت با یادداشت های اندیشمندانه که برای الهام بخشی ، اطلاع رسانی ، ارتباط یا سرگرمی نوشته شده اند ، پاسخ می دهد. کارکنان هر سال با یکصد تا پانصد کلمه اظهار نظر خود را در مورد برداشت خود از فرهنگ زاپوس در یک کتاب فرهنگی شرکت می کنند. این کتاب برای افراد علاقمند فرستاده می شود. در دفتر نوعی گیاهان جنگلی وجود دارد که از سقف آویزان هستند و برخی دارای زنگ بوده که برای استقبال از بازدید کنندگان استفاده می شوند. بازدید کنندگانی که برای بازدید حضوری خدمات می آیند زیاد هستند. از مدیران انتظار می رود تا ۱۰ الی ۲۰ درصد از وقت خود را در معاشرت با کارکنان زیردست خود صرف کنند.
زاپوس ، مانند دیزنی ، برنامه ها و ترفند های فرهنگی خود را به دیگران می فروشد. آن ها سمینار های دو روزه ۴۰۰۰ دلاری در مورد چگونگی ایجاد فرهنگ قوی دارند. یک وب سایت ، اندیشه های زاپوس ، فیلم ها و راهنمایی های مدیریتی با هزینه ۳۹،۹۵ دلار در یک ماه را ارئه می دهد. این تلاش ، فرهنگ داخلی را تقویت کرده و موجب اعتبار و محرک مأموریت خدمات زاپوس در خارج از سازمان است.
به شادی باز گردید ، هسیه اشتیاقی حرفه ای به شادی دارد و نتیجه می گیرد که چشم انداز زاپوس باید ارائه شادی به مشتریان و کارکنان باشد. او اشاره می کند که بسیاری از مطالعات شادی و تئوری های روانشناسی بیانگر این نکته هستند که خوشبختی تحت تأثیر چهار نیاز اصلی است ؛ ادراک از کنترل ، ادراک پیشرفت ، ارتباط و بخشی از یک چشم انداز بزرگ تر بودن. او تلاش کرده است تا مطمئن شود که زاپوس برنامه ها و سیاست های پاسخگویی برای این موارد دارد.
ادراک کنترل تا حدودی با اجازه دادن به کارمندان برای کنترل بر روابط با مشتریان به دست امده است. برای مثال ، نمایندگان مرکز تماس ، تشویق می شوند تا خودشان باشند و اجازه دهند شخصیتشان در کارشان دخیل باشد. علاوه بر این ، آن ها به اندازه خود هسیه برای رفع مشکلات مشتری اختیار دارند. همچنین ، کارمندان می توانند با اتمام دوره هایی در حدود یک مجموعه بیست مهارتی ، بر پاداش های خود کنترل داشته باشند.
پیشرفت های حرفه ای در زاپوس هم از نظر آموزشی و هم پیشرفت ، مستمر هستند. افراد با دو سال تجربه یا بیشتر می توانند از میان برنامه های توسعه حرفه ای از آموزش های تخصصی تا توسعه شخصی ، مانند سخنرانی عمومی ، انتخاب کنند. جشنواره های بسیاری برگزار می شوند ، آن ها به برنامه هایی شش ماهه ای که توسعه را مستمرتر می کنند ، تقسیم می شوند و انواع مختلفی از فرصت های شناسایی وجود دارد.
فرهنگ ، تحریک کننده دو بعد آخر خوشبختی است . ارتباط با فضای اجتماعی خانوادگی ، رویداد ها و غربالگری فرهنگ استخدام ، تشویق می شود. این مورد با اینکه چه تعداد دوست صمیمی در داخل شرکت دارند اندازه گیری می شود. ارزش ها ، به طور خاص در ارائه خدمات شگفت انگیز ، چشم انداز بزرگ تری فراهم می کنند. زاپوس هرگز در پی فروش اهداف نیست ، بلکه ، در مورد ارائه بهترین سرویس امکان پذیر است.
شادی در مورد مشتریان نیز به کار می رود. به طور خاص ، مشتری ای که کنترل زیادی دارد ، بخشی از یک خانواده تعاملی مشتریان و کارکنان است و اغلب آن ها آگاه هستند که رابطه زاپوس بیشتر از یک معامله است. طراحی وب سایت مشتری محور به مشتریان اجازه می دهد تا تجربه خرید را کنترل کنند. آن ها در صورتی که نیاز به مشاوره یا کمک داشته باشند تشویق به تماس می شوند. مشتریان مشتاق ارزش ها و تجربه زاپوس می توانند فیلم هایی با شرح آن ها در زاپوس ایجاد یا مشاهده کنند و همچنین گزینه ” من زاپوس را دوست دارم ” را در صفحه فیسبوک خود قرار دهند. تبلیغات دهان به دهان در مورد زاپوس ارتباط برند را گسترش داده و عمیق تر می کند. فرهنگ ، ارزش ها و مفاهیم شادی ، زاپوس را قادر به ایجاد یک زیر شاخه جدید از خرده فروشی بر اساس انرزی و توانمند سازی کارکنان برای ارائه روابط مطلوب با مشتری کرده است ، جالب توجه است که این استراتژی بدون حمایت سرمایه گذاران ریسک پذیر انجام گرفت ، سرمایه گذاران احساس می کردند که در کوتاه مدت سودآوری ندارد ، ولی در دراز مدت ، واقعاً سودآور بوده است.
زاپوس و آمازون
زاپوس در سال ۲۰۰۸ بیش از یک میلیارد دلار فروش داشت و در سال ۲۰۰۹ با رقمی حدود ۱،۲ میلیارد دلار به آمازون فروخته شد. آمازون از هسیه خواست تا زاپوس را به طور مستقل و با حفظ و ارتقاء فرهنگ و ارائه خدمات مطلوب به مشتریان با کیفیت بالا و با تمرکز آمازون بر قیمت های پایین اداره نماید. موانع قابل توجهی که زاپوس در قالب روابط مشتریان ایجاد کرده است ، انتظار می رود وقتی که زاپوس به تکنولوزی و زیر ساخت های آمازون دسترسی پیدا می کند کارآمدتر شده و حتی ارائه بهتر عملکرد در موارد انبار ، سرعت و تکمیل کارآمد سفارشات افزایش یابد. به نظر می رسد کاملاً مشابه ترکیبی است که ممکن است هم افزایی ایجاد کند که اغلب در اکتساب های عمده شرکت های دیگر ایجاد می شود. طرفداران و اعضای تیم زاپوس به دنبال ظهور این چشم انداز هستند.
زاپوس چیست ؟
ارائه ی خدمات در زاپوس
سیاست های حمل و نقل رایگان زاپوس
تبلیغ زاپوس در گوگل
درسهای کلیدی از شرکت زاپوس (Zappos) برای جلب رضایت و وفاداری مشتریان
ساقدوش و کفشهایش
شش جفت کفش و یک دسته گل
همدردی با مشتری سوگوار
چرا خدمات مشتری زاپوس عالی است؟
فرهنگ شرکت زاپوس
فرهنگ برند زاپوس
اهمیت تجربه مشتری برای شرکت زاپوس
رمز بزرگ شدن شرکتهای کمتر شناخته شده
ارزش های بنیادی شرکت زاپوس
تاثیر ارزش ها در ایجاد موفقیت زاپوس
زاپوسی ها به جای دلار، زلار جایزه می گیرند!
۱۰ نمونه از شرکتهایی که فرهنگ سازمانی فوقالعادهای دارند
ایدههایی جذاب برای رسیدن به عملکرد بالا
پنج درس از تونی شی، پیشگام همیشگی خدمات مشتری
خدمات استخدامی است، آموزشی نیست
خدمات یک فرهنگ است
خدمات میتواند یک ابزار بازاریابی قدرتمند باشد
برقراری ارتباط عاطفی با مشتریان
توجه به کارکنان یا مشتریان؟ مساله این است!
محصول خود را تقلیدناپذیر کنید
چگونه ارزشهایی مشترک را برای یک گروه کوچک پایهگذاری کنیم؟
ایدههایی برای فروش آنلاین؛ چگونه زاپوس به بیش از یک کفشفروشی ساده بدل شد؟
تلاش برای بهینهسازی زنجیره تأمین
زاپوس یک باشگاه مشتریان قدرتمند را شکل داده است
نقش طراحی سایت در افزایش فروش آنلاین کفش
هنر مدیر خوب، عیب رئیس بد
استفاده از چارچوبهای دهگانه نوآوری
شرکت های موفق چگونه رضایت مشتریان را میسنجند
سنجش رضایت مشتریان
۱۰ نمونه از شرکتهای دارای فرهنگ غنی و فوق العاده
عوامل موفقیت فروشگاه اینترنتی بزرگ Zappos چه بوده است؟
درس مدیریتی از برند زاپوس
۵ معیار کلیدی برای عرضه یک حداقل محصول پذیرفتنی
شعار های که درزاپوس تنها شعار نیست بلکه با نهایت اعتقاد به اجرا درآمدهاند
بهترین و بدترین نمونههای فرهنگ استارتاپی
مروری بر مفهوم فرهنگ استارتاپ
راهحلهایی سیستماتیک برای نگهداشت استعدادهای برتر
توصیههایی برای مدیران حامی کارکنان
۵ دلیل غیر قابل انکار که ثابت می کند برندها، بازتابی از فرهنگ شرکت هستند
کیک متکال کوپرس، معاون رئیس و مدیر ارشد بازاریابی در شرکت «جانسون کنترل» میگوید:
۳٫ فرهنگ، ایجادکنندهی تفاوت و تمایز است
۴٫ فرهنگ میتواند احساس ارزش مشترک را ایجاد کند
اگر میخواهید سطح خدمات به مشتریان را بهبود ببخشید با کارمندانتان بهتر برخورد کنید.
۸ تکنیک ساده و کلیدی حفظ مشتری کمپانی های معروف
پنج گام برای ایجاد تجربه بینظیر برای مشتریان
چگونه یک کارآفرین با سرمایه گذاری روی کارمندان خود، به پیروزی میرسد؟
سرمایه گذاری روی استعداد یابی و کارآموزی کارمندان
مشتری گرایی درزاپوس
برنامه ها و ترفندهای فرهنگی زاپوس
۵ استراتژی برای بهبود تجربهی مشتری در سال ۲۰۱۹
تجربه مشتریان دستخوش تحولات عمیق است
بهبود تجربهی کاربری باید در اولویت همهی بخشهای سازمان باشد
شرکت های بزرگ جهانی که در تجربه مشتری خارق العاده زبانزد جهان هستند
الزامات دستیابی به مقیاس حقیقی تجربه مشتری در یک سازمان
تغییرمدل کسب کارها با تاثیرپذیری ازتجربه مشتری
برند سازی در زاپوس
استراتژی تاثیرگذار زاپوس دربرندسازی
۱۴ استراتژی های حفظ مشتری برتر
ایدههایی جذاب برای رسیدن به عملکرد بالا
مدل کسب و کار مشتری محور زاپوس
توانایی جفظ روابط با مشتری و افزایش سود با کالاهای مرجوعی در زاپوس
شفافیت در زاپوس
محیط کاردرزاپوس
مزایای کار کردن در زاپوس
ادغام زندگی و کار
توسعه پایدار (پایداری) درزاپوس
استراتژی مشتری محوری چیست و چگونه میتوان آن را سنجید؟
آمازون و زاپوس مصداق بازر مشتری محوری
خدمات میتواند یک ابزار بازاریابی قدرتمند باشد
ایجاد وفاداری درمشتریان،هدف اول زاپوس
ماتریس آنسوف درشرکت زاپوس با استفاده از فرهنگ و مردم
کاربرد ماتریس آنسوف در زاپوس
نفوذ در بازار
توسعه بازاربا استراتژی های توسعه بازار،
توسعه محصول
تنوع بخشی
تجزیه و تحلیل PESTEL تیم وفاداری مشتری Zapposا
عوامل سیاسی
عوامل اقتصادی
عوامل اجتماعی
عوامل تکنولوژیکی
فاکتورهای محیطی
عوامل حقوقی
بازاریابی تیم وفاداری مشتری Zappos 5C Marketing
بیانیه چشم انداز تیم وفاداری مشتریان Zappos
بیانیه ماموریت تیم وفاداری مشتریان
اهداف استراتژی زاپوس توسط فرهنگ و مردم
آمیخته بازاریابی در شرکت زاپوس
تجزیه و تحلیل VRIO درشرکت زاپوس
ماتریس BCGدر شرکت زاپوس
مدل ۷ اس مکنزی درزاپوس