| دسته بندی | بازاریابی و امور مالی |
| بازدید ها | 25 |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 159 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
اعتماد نقش مهمی را در بسیاری از تعاملات اقتصادی و اجتماعی درگیر با عدم اطمینان و عدم استقلال ایفا می کند. از عدم اطمینانی که در معاملات اینترنتی وجود دارد، بسیاری از محققان بیان کرده اند که اعتماد یک عامل مهم مؤثر در افزایش موفقیت تجارت الکترونیک می باشد. مفهوم اعتماد بسیار مهم و حیاتی می باشد زیرا آن روی یک تعداد عوامل ضروری برای معاملات آنلاین اثر می گذارد، از قبیل امنیت و خصوصی بودن. هر چند تجارت الکترونیک مزایایی را برای هر دو خریدار و فروشنده فراهم می کند. ولی آن محدودیتهایی از قبیل جدایی فیزیکی مابین خریداران و فروشندگان و مابین خریداران و کالا، دارد. به منظور کاهش موانع، فروشندگان باید یک رابطه قابل اعتمادی را برای پرورش وفاداری مشتری توسعه دهند.
اعتماد مصرف کننده جنبه ای مهم از تجارت الکترونیک می باشد و شناخت سوابق و پیامدهای آن یک کمک مقدماتی برای دلایل ذیل می باشد. ابتدا، سوابق اعتماد ما را برای شناخت اهمیت نسبی عوامل مؤثر در اعتماد قادر می سازد. درک این عوامل نقش مهمی را در تدبیر کردن معیارهای مناسب جهت تسهیل اعتماد، ایفا می کند. ثانیاً نتایج اعتماد ما را به درک بهتر اهمیت اعتماد و اثر آن روی رفتار خریدار آنلاین قادر خواهد ساخت در ادبیات (مکتوبات) اعتماد سازمانی، مایر[1] و دیگران یک مدل در برگیرنده هر دو جزء اعتماد شامل اعتماد کننده و مورد اعتماد را پیشنهاد کردند. آنها ادراکات اعتماد کننده را دربارة ویژگیهای مورد اعتماد (معتمد) بررسی کردند. در مقالة تجارت الکترونیک جارنپا[2] و دیگران اینکه آیا ادارکات مشتریان فروشگاه اینترنتی در مورد شهرت و اندازه فروشگاه بر اعتماد آنها در فروشگاه تأثیر می گذارد یا خیر را بررسی نمودند.
ضمناً با اتصال به تئوری عمل منطقی، محققان همچنین پیامدهایی را که اعتماد بر طرز تلقی ها، تعابیر و رفتارهای مشتری دارد، تخمین زده اند. در یک روش مشابه، بندلی[3] و دیگران تأثیر یکپارچگی کانالها را بر وفاداری مشتریان به یک شرکت چند کاناله را بررسی کردند.
طبیعت و ماهیت جهانی اینترنت سؤالاتی را دربارة آثار اعتماد در امتداد فرهنگ ها نیز ایجاد می کند. هر چند اعتماد ممکن است در انواعی از راهها (روشها) شکل پیدا کند، اینکه اعتماد چگونه برقرار می شود به عوامل فرهنگی وابسته است ( بطور مثال، هنجارهای اجتماعی، ارزشها و غیره ) که رفتارها و عقاید مردم را هدایت می کند [7] بر مبنای 4 بعد فرهنگ طحار هافسید[4][7]، دانی[5] [8] یک چارچوب تشخیص فرایندهای اعتماد ساز را که اهمیت فرهنگ را در توسعه اعتماد روشن نمود، ارائه دادند. در روش مشابه جارنپا و ترکتینسکی[6][4] بیان نمودند که فرهنگ ممکن است بر تجارب اعتماد مصرف کننده در فروشگاه اینترنتی اثر بگذارد. چای[7]، پاری او[8] [9] یک مدل پذیرش تجارت الکترونیک بر مبنای فرهنگ متقابل (دو طرفه) ارائه دادند و بطور تجربی آن را آزمودند.
داده های مورد استفاده از ایالات متحده و چین جمع آوری شدند. آنها فهمیدند که اعتماد بطور مستقیم بر طرز تلقی مشتری در امتداد فرهنگ ها تأثیر می گذارد؛ به عبارت دیگر اعتماد برای همة فرهنگهای مورد مطالعه مهم می باشد.
تحقیق دیگری یک نوع شناسی از انواع اعتماد را پیشنهاد کرده است [10]، یک معیار اندازه گیری را برای اعتماد ارائه کرده است [11]، بر اهمیت اعتماد سیستم در کسب و کار برای معاملات مشتری، تاکید کرده است [12]، مدل اعتماد را پیشنهاد کرده است [ 15-13 ]، اعتماد را با مدل پذیرش تکنولوژی منسجم کرده است ( 17-16]، سوابق و پیشنه اعتماد را بررسی کرده است [19-18]، و اهمیت حضور اجتماعی روی ابعاد اعتماد را آزمایش کرده است [20].
هرچند اعتماد در طول 50 سال مورد آزمون قرار گرفته است، اکثر تحقیقات روی اعتماد مشتری بر روی مصرف کنندگان در کشورهای انگلیسی زبان و اخیراً در کشورهای صنعتی متمرکز شده است. مثلاً تحقیقات کشورهای مانند امریکا و استرالیا را بررسی نموده است.
مطالعات دیگر شکل اعتماد مشتری را بین دو کشور مختلف مقایسه کردند ، مثلاً یاماکیسجی[9] [22] مدرک تجربی را که شهروندان ژاپنی اغلب سطح کمتری از اعتماد در مقایسه با همتایان آمریکایی شان گزارش می کنند ، ارائه داده اند در یک روش مشابه، جارنپا، تری سینکسی[10] اعتماد مشتری را در ایالات متحده و اسرائیل بررسی کردند همینطور سفن[11] و سایرین [23] تنوع فرهنگی و اعتماد را در پذیرش IT مابین ایالات متحده و آمریکای جنوبی بررسی کردند
سین و دیگران [24] مطالعات اخیر مشتریان در فرهنگ های متقابل را مرور کردند و دریافتند که در حدود نیمی از این مطالعات فقط دو فرهنگ را بر می گیرند به هرحال مطالعاتی که فقط یک یا دو فرهنگ را بررسی نموده اند ممکن است ارزشهای محدودی در مقایسه با مطالعات انجام شده در چندین فرهنگ داشته باشند دلیل آن اینست که مطالعات انجام شده در چندین فرهنگ به ما درکی عمیقتر و بهتر از اثرات فرهنگ بر رفتار به می دهد [25] بنابراین ما بطورتجربی یک مدل اعتماد مشتری را در تجارت الکترونیک که داده ها از 3 کشور آمریکا، سنگاپور و چین جمع آوری شده اند را بررسی می کنیم
[1]- mayer
[2]- Jarrenpaa
[3]- Bendoly
[4]- Hofsiede
[5]- Doney
[6]- Tractinsky
[7]- chai
[8]- Pariov
[9]- Yamagisji
[10]- Tracsinsky
[11]- cefen
در صورت وجود مشکلی در خرید و دانلود این فایل به صورت 24 ساعته با من در ارتباط باشید @wwwlonoirآی دی تلگرام 09214087336شماره تماس پشتیبانی این فایل :
| دسته بندی | بازاریابی و امور مالی |
| بازدید ها | 22 |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 383 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
مقدمه
در سراسر جهان، سازمان های بخش دولتی با چالش های غیر قابل پیش بینی زیادی روبرو هستند.معرفی عرضه سبک- بازار همگام با رشد خدمات مبتنی بر قرارداد، و مفاهیمی مانند بهره وری، اثربخشی، پاسخگویی، شفافیت، ارزش پول و گرایش بازار، که به سرعت حوزه بخش خصوصی را ترا نهاده و آن را به بخش های دولتی و غیر انتفاعی منتقل کرده است، روند تحول عمیقی را تقویت کرده است (هریس، 2003؛ ماسدو و پینهو، 2006). در واقع، این روند از مدیریت دولتی جدید (NPM) پیروی میکند که در ساده ترین شکل خود، دولت را از نقطه نظر بازار و مشتریان نگاه می کند. به این معنی که، سازمان های دولتی باید فعالیت هایی، اعم از"مدیریت علمی" تا "مدیریت کیفیت جامع"که مرتبط با بخش خصوصی است اتخاذ کنند (دنهارت و دنهارت، 2000).
در این اساس، ما با چندین نویسنده که معتقدند "عناصر کلیدی فعالیتNPM شامل توجه به درسهایآموخته شده از مدیریت بخش خصوصی، تمرکز بر رهبری کارآفرینی... و رشد استفاده از بازار و رقابت به عنوان یک مکانیسم تخصیصی کلیدی برای ارائه خدمات عمومی هستند" به توافق رسیدیم(آزبورن، 2010، ص 2). علاوه بر این، مشخص شده است که رشد فرهنگ شرکتگرا باعث میشود سازمانهای دولتی و غیر انتفاعی به طور یکسان درگیر برآوردن خواسته های "مصرف کنندگان ممتاز " شوند(کیات و آبر کرومبی، 1991).همچنین به اثر تغییرات در سراسر جهان و چالش های ناشی از به کارگیری اصول اساسی NPM توسط هود (1995) اشاره شد.
اداره دولت پرتغالی در این روند جهانی استثنا نیست. در واقع، چندین طرح ابتکاری برای ارائه بهتر خدمات عمومی، افزایش سطح آموزش و پرورش و آموزش کارمندان دولتی و بهبود استفاده از منابع موجود، بالا بردن کارایی و اثر بخشی اتخاذ شد(آراجو، 2001). همانطور که توسط نویسندگان مختلف اذعان شده است، اداره دولت پرتغالی به منظورارائه یک مدل جدید سازمانی که کمتر بوروکراتیک، کارآمدتر و نیازگراتربا احترام به شهروندان و سایر ذینفعان باشد، بازسازی شده است (پینهو و همکاران، 2007؛ رودریگز و پینهو، 2010). حرکت به سمت دولت مشتری/شهروند محور،منطق تأکید بر اهمیت بازاریابی استراتژیک به عنوان نتیجه آن، فرصت یکپارچه سازی مفهوم از گرایش بازار داخلی و خارجی در زمینه سازمان های بخش دولتی را ارئه میکند. ادبیات مربوطه اذعان دارد، مانند شرکت های تجاری، مزیت های متعددی در ارتباط با اتخاذ یک گرایش بازار در چارچوب سازمان های دولتی و غیر انتفاعی وجود دارد. به طور خاص، نه تنها طراحی مناسب ترین خدمات به مردم را ساده میکند، بلکه ارزش مشتری برتر که منجر به عملکرد اصلی است را فراهم میکند (اندرسون و کاتلر، 2003؛ پینهو و همکاران، 2007).
مفهوم گرایش بازار (MO)، که موقعیت برجسته ای در ادبیات بازاریابی به دست آورده، هنوز هم یکی از اولویتهای پژوهشی است (کانو و همکاران، 2004)، به ویژه در سازمانهای دولتی محلی.جریان تحقیقات اصلی رابطه گرایش عملکرد در بازار،برتبادلات بین سازمان و بازارهای خارجی آن تاکید میکند. گرچه، برخی از محققان، توجه رو به افزایشیبه نیاز به ادغام تمرکز داخلی و خارجی دارند(لینگز، 1999،2004). بنابراین، به نظر می رسد، یک تمرکز داخلی در بازاریابی (بازاریابی داخلی) برای ارتقای داخلی سازمان به کارمندان خود و به طور هم زمان، انطباق بهتر کارکنان با روند هاو تغییرات سازمانی مهم است (گامسون، 2000). لازم به ذکر است که ارائه خدمات دولتی موفق درحکومت و پاسخگویی به انتظارات مصرف کنندگان از خدمات و آموزش و انگیزش سازمان نسبت به تعامل مثبت با مصرف کننده نهفته است (آزبورن، 2010).
هدف اصلیاین مقاله بررس، تاثیر هر یک ازابعادگرایش بازار داخلی و خارجی بر عملکرد سازمانی در زمینه مدیریت در بخش دولتی از یک دیدگاه یکپارچه، و در پی آن، اشاره به برخی از اصول مدیریت دولتی جدید است (راد و آشیل،2010). فرض بر این است که گرایش بازار متشکل ازیک گروه از فعالیت ها است که فلسفه بازاریابی را از طریق تولید، انتشار و پاسخ به اطلاعات بازار به عمل تبدیل میکند(کولیو جورسکی، 1990). پیادهسازی گرایش بازار داخلی و خارجی در سازمان های دولتی نیازمند هم ترازی مردم، فرایندها و سیاست ها به صورت انتقالی با هدف نهایی ایجاد مزیت برای هر دوجامعه: کارکنان و مشتریان/ شهروندان است (رودریگز و پینهو، 2010).
مدارک و شواهد بدست آمده از مطالعات مختلف نیز نشان میدهد که هر دو گرایش خارجی و داخلی بازار دارای اثرات قابل توجهی در معیارهای مختلف عملکرد سازمانی است. بیشتر مطالعات موجود به طور عمده بر اندازه گیری کلی گرایش بازار (داخلی / خارجی) تمرکز دارند، و به مراتب به تاثیرگرایش هر جزء در بازار بر عملکرد سازمانی کمتر توجه شده است (نارور و اسلاتر، 1990، هان و همکاران، 1998؛ نوبل و همکاران، 2002).
در مورد عملکرد سازمان در بخش دولتی، شایان ذکر است به کارگیری هر دو شاخص مالی و غیر مالی، با توجه به عملکرد کلی سازمان رویکرد بهتری است (ونکاترامن و راماناجا، 1986). علاوه بر این، باید تاکید کرد که برخی از معیار هایاندارهگیری های عملکرد توسط دولتها و نمایندگان آن ها انتخاب می شود، به طوری که در برخی موارد انتخاب آن ها منعکس کننده اولویت های گروه های قدرتمند در درون دولت است (اندروز و همکاران، 2011).مطالعه حاضر ادبیات گرایش بازار رابه سه روش ایجاد میکند و گسترش میدهد.
اول، این مطالعه با در نظر گرفتن رویکرد ابعاد فرعی گرایش بازار داخلی و خارجی، از ادبیات موجود شروع به حرکت می کند.بسیاری از ادبیات تا به امروز از روش تجمعی استفاده کرده اند (فیورر و همکاران، 2003)، با این حال،اثرات مستقل ابعاد گرایش بازار (داخلی / خارجی) بر عملکرد سازمانی به غیر از چند استثنا قابل توجه بررسی نشده است، (داوز، 2000؛نوبل و همکاران، 2002؛ سین و همکاران، 2005؛ ژو و همکاران، 2007؛ تیسوتسو، 2010).
دوم، این مطالعه پژوهش حاضر را از طریق بررسی اثرات اجرای رفتارهای بازار گرا در چارچوب سازمانهای محلی دولتی گسسترش میدهد.تعادل بین گرایش بازار داخلی و خارجی،دیدگاههای مختلف و یک فرصت منحصر به فرد برای سازمان های بخش دولتی محلی برای دستیابی به ماموریت خود و بهبود عملکردشان ارائه میکند.
سوم، تجزیه و تحلیل تاثیر ابعاد گرایش بازار داخلی وخارجی بر عملکرد سازمانی مورد بررسی قرار میگیرد. این هدف با تعدادی از محققان در زمینه های مدیریت استراتژیک و بازاریابی سازمانی که اهمیت رسیدن به تعادل بین تمرکز داخلی و خارجی را تشخیص داده اند، همگام است (لینگز، 1999). بررسی دیدگاه گرایش بازار داخلیبه درک بهتر از سازمان، ارتقای خدمات به طور داخلی به کارکنان، و در عین حال انطباق بهتر کارکنان با روندها و تغییرات سازمانی کمک میکند (گامسون، 2000). با انجام این کار، کارکنان برای مقابله با چالش های خارجی محیطی در افزایش احتمال موفقیت سازمان بهتر آماده میشوند.
در بخش های باقی مانده از این مقاله، چارچوب مفهومی و فرضیه های تحقیق بررسی شده است. روش توضیح داده شده و یافته ها همراه با بحث در مورد مفاهیم نظری و مدیریتی توضیح داده شده است. محدودیت های مطالعه و راهنمایی برای تحقیقات آینده نیز مشخص می شوند.
در صورت وجود مشکلی در خرید و دانلود این فایل به صورت 24 ساعته با من در ارتباط باشید @wwwlonoirآی دی تلگرام 09214087336شماره تماس پشتیبانی این فایل :
| دسته بندی | مدیریت |
| بازدید ها | 24 |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 1135 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 21 |
هدف
هدف اولیه این مقاله ارائه توضیحاتی در خصوص تضاد موجود در میان نتایج مورد انتظار یک شرکت از یک استراتژی کوچک سازی و یافته های این پژوهش می باشد. هدف دوم ارائه یک استراتژی جایگزین به منظور چگونگی شروع به کار، توسعه و مدیریت روابط درون و برون یک سازمان است که شرایطی را برای موفقیت در رقابت با بازار پیچیده و غیر مطمئن جهانی فراهم می سازد.
تئووری برنامه ریزی استراتژیکی (شاندلر، 1962) در خصوص اهمیت هماهنگ سازی استراتژی یک سازمان با محیط به منظور بهبود در عملکرد و ضمانت بر بقا می باشد. در حال حاضر، سازمانها به کوچک سازی تکیه کرده اند تا استراتژی برنامه ریزی خود را پیاده کرده و در برابر تغییرات پیش رویشان عکس العمل نشان دهند. به منظور انتخاب استراتژی می بایست به تئوری انتخاب عقلانی رجوع کرد.
دو تئوری دیگر، تئوری مبادله های اجتماعی و تساوی حقوق، نسبت به تئوری انتخاب عقلانی مناسبتر به نظر می رسند چرا که این دو تئوری ابزاری به منظور بهبود کیفیت عمر کار (QWL) و رفتار سازمانی شهروندان (OCB) ارائه می دهند. کوک و وال (1980) QWL را به عنوان سطح اطمینان، تعهد و اجرای نیازهای فردی موجود در سازمان از سوی کارکنان که مشتریهای درونی شرکت به شمار می روند تعریف می کنند (ایشیکاوا و لو، 1985). رفتار سازمانی شهروندی (OCB) به عنوان مشارکت و فعالیت اختیاری کارکنان برای سازمان فراتر از لزوم شغلی فرد است که به گسترش عملکرد مؤثر سازمان می انجامد (ماکنزی، پودساکوف، وفتر، 1991؛ مورمن، 1991؛ موریسون، 1994؛ نیهوف و مورمن، 1993؛ ویلیامز و آندرسون، 1991؛ اورگان، 1988؛ اورگان و کونوسکی، 1989).
تئوری مبادله های اجتماعی و تساوی حقوق به منظور ایجاد استراتژی دیگری به منظور اجرای استراتژی انتخاب عاقلانه محور کوچک سازی مورد استفاده قرار می گیرد. در نهایت، از تئوری اسنادی (آبل، 1991)، که بر دو لایه کیفیت خدمات و رضایت مشتری استوار است، در توضیح چگونگی تأیید عملکرد سازمان توسط مشتریان و پیشنهاد چگونگی تفکر در مورد ارزش مهم سازمان – یعنی روابط با مشتریان استفاده می شود. پاراشورمن، زیسامال و بری، (1988، 1990) ابزاری را به منظور اندازه گیری درک مشتری از کیفیت خدمات و نیز رضایت آنها ارائه داده اند که با نام اختصاری SERVQUAL شناخته می شود.
در صورت وجود مشکلی در خرید و دانلود این فایل به صورت 24 ساعته با من در ارتباط باشید @wwwlonoirآی دی تلگرام 09214087336شماره تماس پشتیبانی این فایل :